اهالی امروز در حال بارگذاری

قضیه مانتی‌هال و معرفی کتاب:ماجرای عجیب سگی در شب

ارسال شده در توسط هتاو

” فرض کنید در یک نمایش تلویزیونی شرکت کرده‌اید و میتوانید از میان سه در یکی را انتخاب کنید: پشت یکی از این درها ماشین و پشت دوتای دیگر بز است. شما یک در را انتخاب میکنید. مثلا در شماره 1. مجری، که میداند پشت هر یک از این درها چیست از دو در باقیمانده یکی را باز میکند مثلا شماره 3 که پشت آن یک بز است. سپس به شما میگوید که میتوانید انتخاب خود را عوض کنید و در شماره 2 را انتخاب کنید. در چنین موقعیتی چه باید بکنید؟ در کدام حالت احتمال برنده شدنتان بیشتر است؟ آیا باید به انتخاب قبلی تان بچسبید یا نظرتان را عوض کنید؟”

در سال 1975 این مسئله توسط فردی به نام استیو سلوین[1] به مجله آمریکن استاتستیشن[2] پست شد. اما این قضیه در سال 1990 پس از مطرح شدن در ستون “از مریلین بپرسید” مجله‌ی پرید[3] معروف شد.

مریلین وس ساوانت[4]، سخنران، فیلمنامه‌نویس و ستون‌نویس آمریکایی است که نامش در سال 1985 به عنوان باهوشترین زن جهان با ضریب هوشی 190 در کتاب رکوردهای گینس ثبت شد و تا سال 1989 در این عنوان ماند که برایش شهرت زیادی به ارمغان آورد. البته در سال 1990، پس از اینکه مشخص شد تست هوش به تنهایی برای تعیین یک رکورد جهانی معتبر نیست، کتاب گینس دسته باهوش‌ترین را حذف کرد.

به دلیل همین شهرت، مریلین در مجله پرید یک ستون داشت به نام “از مریلین بپرسید” که در آن به سوالهایی که مردم برایش میفرستادند پاسخ میداد.

قضیه مانتی هال در سال 1990 برای مریلین فرستاده شد و وی چنین پاسخ داد که در چنین موقعیت‌هایی شرکت کننده باید انتخابش را عوض کند چون احتمال وجود یک ماشین پشت در باقی مانده 2 به 3 است. به عبارتی شرکت کننده‌ای که نظرش را عوض کند احتمال برنده شدنش 2 به 3 است در حالیکه شانس بردن کسی که بر روی انتخابش بماند 1 به 3 است.

نظر شما چیست؟ آیا حق با مریلین بود؟

 پاسخ مانتی هال

البته حق با مریلین بود اما بسیاری از خوانندگان توضیح او را نپذیرفتند و معتقد بودند که احتمال وجود ماشین پشت دو در باقی مانده 50-50 است. نزدیک به 10000 خواننده شامل 100 خواننده دارای مدرک دکترا به وی نامه نوشتند و خرده گرفتند که اشتباه میکند. حتی بسیاری هنوز پس از توضیحات، شبیه‌سازی و اثبات ریاضی آن، تعویض را بهترین استراتژی نمیدانند. یکی از پرآوازه ترین ریاضیدانان به نام اندرو وسونی تنها زمانی قانع شد که شبیه سازی کامپیوتری را – که موید استدلال مریلین بود-  دید.

قضیه مانتی‌هال توجهات آکادمیک بسیاری را به خود جلب کرد زیرا که نتیجه بسیار شگفت‌آور و فرموله کردن آن بسیار ساده بود. با تغییر مفروضات ورژن‌های متعددی از قضیه مانتی‌هال ایجاد شد که هر کدام نتایج بسیار متفاوتی دارند.

معرفی کتاب:

در آخرین سفر به نشر چشمه کتابی خریدم به نام ماجرای عجیب سگی در شب نوشته مارک هادون. در این کتاب به قضیه مانتی‌هال برخوردم که از زبان کودکی که نابغه اما مبتلا به اوتیسم مطرح میشود. البته کتاب برای نوجوانان نوشته شده اما به خوبی میتواند بزرگسالان را هم سرگرم کند به ویژه برای کسانی که بخواهند در زمینه کودکان و نوجوانان بنویسند راهنمای خوبی است.

به هر حال هر اندازه که کتابهای سنین الف و ب – که بسیاری از آنها هم آبکی و بی مایه‌اند- فراوانند به کتابهای نوجوانان کم بها داده میشود و جایشان خالی است. به نظرم میرسد که فکر میکنیم کتاب یعنی قصه و قصه مال بچه‌های دبستانی است که آنهم باید شامل یکسری نکات اخلاقی و امنیتی – مثل رد شدن از خیابان و مودب بودن- باشد که توقع داریم در همان سنین دبستان یاد گرفته شوند. دیگر بچه که شتر شد (عذرخواهی میکنم) باید عقلش به این چیزها برسد.

شاید به همین دلیل نویسندگانی ایرانی به همان داستان‌های کدو قلقله‌زن گونه و بی‌مسما و لوس اکتفا میکنند (البته یک دلیلش هم میتواند عدم توانایی در داستان‌پردازی باشد که در داستانهای کودکانه هم دیده میشود) و مترجمان هم –احتمالا از ترس عدم استقبال- معمولا به سراغ ترجمه کتابهای نوجوانان نمیروند. موضوعی که صدمه بسیاری به فرهنگ کتابخوانی وارد میکند.

هتاو
aravern@yahoo.com

5 دیدگاه برای “قضیه مانتی‌هال و معرفی کتاب:ماجرای عجیب سگی در شب”

  1. یه دست مریزاد داری به خاطر اینکه به این سرعت مطلب می ذاری با توجه به اینکه سرت شلوغه – ینده احساس شرمندگی می کنم.

    در مورد این قضیه مانتی هال یه گشتی تونت زدم جالب بود یه مقاله خوندم که اشاره کرده بود اگه این بازی فقط یکبار انجام بشه با زمانی که این بازی تکرار بشه نتایج متفاوتی داره.آخر مقاله هم یه مطلب با نمک داشت :

    يکي از دانشمندان مساله مانتي هال را براي دختر هشت ساله اش بيان مي کند. دختر وي پاکت شماره 1 را انتخاب مي کند، پدر به وي مي گويد: نمي خواهي پاکت را عوض کني؟ او مي گويد: نخير نمي خواهم. پدر مي گويد: عزيزم ممکن است ماشين پشت پاکت 2 باشد و دختر مي گويد: آخر من بز را بيشتر دوست دارم!!!

    در مورد کتاب های نوجوانان هم با هات موافقم – پس آستینا تو بزن بالا و شروع کن کاره خودته.

  2. نقطه عزیز

    لطف داری. البته میدونم از عمق مطالب کاسته شده ولی فعلا چیزی توی ذهنم نیست. مشغول استراحته!

    در مورد قضیه هم درسته، یه جا هم اشاره کردم که ورژن های مختلفش نتایج مختلفی داره.

    اون دختره هم من بودم احتمالا!

  3. هتاو گرامی، سلام
    در مورد کمبود کتابهای نوجوانان حتماً حق با شماست، اما اینکه دقیقاً چه کمبودهایی وجود دارد مسئله مهمی است که باید به طور دقیق بررسی شود. تلاش شما برای تفکر درباره پر کردن این گسست بین کتابهای کودکان و بزرگسالان واقعاً جای تقدیر دارد. گمانم مباحث روان شناسی رشد هم در این زمینه راهگشا باشند.
    امیدوارم موفق باشید و اگر کمکی از دست من برآمد، دریغی نیست.

  4. البته خواهرم…شما یه خورده حافظت یاری نمیده…این مسئله رو اولین بار نیست میشنوی…اگه گفتی کجا اولین بار شنیدیش؟؟؟
    نه؟؟؟
    به دوستان پیشنهاد میکنم برای توضیح مبسوط و کامل در این زمینه فیلم21 رو نگاه کنن…اونجا شاگرد برای استاد ریاضیش که نقشش رو کوین اسپیسی بازی میکنه کاملا توضیح میده….
    با تشکر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *