اهالی امروز در حال بارگذاری

آزمایش آقای جونز: «موج سوم» یا افسون دیکتاتور

ارسال شده در توسط ahali

آزمایش آقای جونز: «موج سوم» یا افسون دیکتاتور

این آزمایش را «ران جونز» که
یک نویسنده و آموزگار اهل پالو آلتو است، انجام داده است، در واقع عمده شهرت این
شخص به خاطر همین آزمایش است که در سال ۱۹۶۷ به انجام رسید.

در آن سال ران جونز، آموزگار
تاریخ دبیرستان «کلابرلی» در پالو آلتوی کالیفرنیا بود، یکی از کلاس‌های او، کلاس
تاریخ معاصر برای دانش‌آموزان کلاس دوم دبیرستان بود.

http://1pezeshk.com/wp-content/pics/2012/09/628x471.jpg

در آوریل سال ۱۹۶۷، در هنگام
تدریس، یکی از دانش‌آموزان دختر سؤالی از جونز پرسید، او پرسید که چگونه است که
همه اقشار جامعه آلمان در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، ادعا می‌کنند که در زمان
هیتلر چیزی در مورد جنایات نازی‌های نمی‌دانستند، از معلم‌ها و روشنفکرها و پزشکان
گرفته تا مهندسان و آدم‌های عادی در آلمان همگی می‌گویند که تنها، کاری را که به
آنها محول شده بود، انجام می‌دادند و در اعمال جنایت‌کارانه سهیم نبوده‌اند.
بالاخره آن ماشین عظیم جنگی به خودی خود و بدون نیروی مردم، نمی‌توانست وجود داشته
باشد.

شاید بدانید که هیچ جامعه‌ای به اندازه جامعه آلمان
در سال‌ها و دهه‌های پس از پایان جنگ جهانی دوم به دنبال یافتن پاسخی برای این
سؤال نبوده است. نویسندگان و روشنفکرانی مثل هاینریش بل، گونتر گراس و اووه تیم
در آثار خود بارها به این مسئله اشاره کرده‌اند و خواسته‌اند با روایت داستان آنچه
بر آلمانی‌ها در دوره تسلط نازی‌ها رفت، تفسیر خود را از قضیه بیان کنند.

آقای جونز ترجیح داد که به صورت
مستقیم و در قالب جملات و عباراتی کوتاه، به این سؤال پاسخ ندهد، او تصمیم گرفت که
یک هفته در این مورد تفکر کند و با شیوه‌ای متفاوت و تأثیرگذار، پاسخگو باشد.

هفته بعد او کلاسش را با این مطلب شروع کرد که چقدر
تبعیت از قوانین و منضبط بودن، زیباست، اینکه ورزشکاران چطور با تمرینات منظم،
شکوه و زیبایی پیروزی را تجربه می‌کنند یا چگونه یک رقصنده باله یا نقاش، با
شکیبایی و ممارست یک اثر زیبای هنری را روی صحنه یا بر روی بوم نقاشی، خلق می‌کنند.

در واقع آقای جونز تصمیم گرفته بود که به جای نظریه‌پردازی
و بیان دلایلی که در ذهنش در مورد سؤال دختر دانش‌آموز بود، یک آزمایش عملی
ترتیب بدهد، آزمایشی که در دانش‌آموزان بدون اینکه خود بدانند و از نیت آزمایش
آگاه باشند، سوژه‌های آزمایش بودند!

برای همین جونز در کلاس گفت که برای بهبود سطح کلاس
و کارایی دانش‌آموزان قصد دارد که جنبشی به نام موج سوم به راه بیندازد.

او شعاری برای جنبش خود دست و پا کرد: «با
پایبندی به قوانین نیرومند شوید، از طریق جامعه قدرت کسب کنید، با اعمال خود و با
کسب افتخار توانمند شوید.»


ahali
abtavakolishandiz@yahoo.com

7 دیدگاه برای “آزمایش آقای جونز: «موج سوم» یا افسون دیکتاتور”

  1. ن کسرای گرامی، سلام
    چه مطلب پر بار و جذابی بود، گمان نکنم یک بار خواندن برای چنین متنی کافی باشد. در مورد منبع یا منابع نکته ای ذکر نشده بود، شاید ترجمه بوده یا شاید هم ترجمه و هم تألیف اما به هر حال واقعاً ممنون که چنین مطلبی نوشتی. اجازه می خواهم دو تا نکته را هم مطرح کنم:
    1. به نظرم در مورد اهالی و تشکیل گروهی به این نام با شعار و لوگو و طرز تفکر خاص و حس برتری نسبت به بقیه هم تا حدودی چنین مراحلی طی شد. می دانم که خیلی قیاس دقیق و خوشایندی نیست و بیشتر منظورم بعد روانی و انگیزشی قضیه است تا نتیجه کار یا شکل و شمایل آن. ضمن اینکه به هر حال اصل گرفتن «نقد» در اهالی به ما کمک کرده یا خواهد کرد از نتایج وحشتناک این قضیه بپرهیزیم (البته امیدوارم این طور باشد).
    2. به نظر می رسد تشکیل هر گروهی بدون پایبندی به آرمان مشترک، و یک سری الزامات خاص امکان پذیر نباشد. به همین دلیل برای هر گروهی می توان چنین سرنوشتی را متصور شد. منظورم این است که این پدیده خیلی خاص و نادر نیست بلکه برخی از ویژگی های کار گروهی را هم نمایش می دهد.
    باز هم ممنون که زحمت نوشتن آن را کشیدی.

  2. سلام بر الف تنهای عزیز این مطلبی بود که یکی از دوستان برای من ارسال کرده بود و خودم هم که مطلب را خواندم خالی از لطف ندیدم که ما بقی دوستان نیز بی نصیب نباشند
    در این مطلب جنبه گریز ناپذیر قضیه به خوبی توصیف شده است کلا تمامی سیستم های مدیریتی و سازمانی آزادی ستیز می باشند…
    در مورد نکته اول از آنجایی که من از روز اول با تمامی اعضای اهالی آشنایی داشته ام شاید این حس در بین خود اعضا ناشی از آن جنبه بود ولی علت اصلی آن بازخورد مخاطبان نشریه بود که این حس را پر و بال می بخشید یعنی همان نتیجه کار و شکل و شمایل کار و در اصل این هم و غم اعضا بیشترین نقش را در حس برتری گروه داشت.
    در مورد نکته دوم تشکیل هر گروهی نیازمند Policy میباشد ولی زمانی که خط مشی اصلی هر سیستمی به مرحله procedure میرسد افتراق ایجاد میگردد مشکل جامعه نیز در این مرحله میباشد زیرا سردمداران دستورالعمل خود را فارق از کارایی و اثر بخشی سرمشق همه اعضای جامعه قرار میدهند و هر گونه تمایزی را بر نمی تابند …
    نتیجه این که کار گروهی از چرخه اصلی خارج شده و این دور باطل رخ خواهد داد…
    حال بی نام عزیز جامعه ساز کیست؟ نقش ما چیست؟

  3. ن. کسری عزیز سلام.
    فکر کنم یک تبریک به شما بدهکارم.(اگر اشتباه نکرده باشم بایست بگم مبارک باشه)

    اول اجازه میخوام لینک مطلب رو از جایی که خوندم بذارم. فکر کنم این یکی از اصولی باشه که ما در اهالی بهش پایبندیم.
    من این مطلب رو در اینجا خونده بودم :

    http://1pezeshk.com/archives/2012/09/the-third-wave-experiment.html#axzz27Svdt85Y

    که کاملا در ارتباط با آزمایشاتی هست که در مطلب چگونه هیولا میشویم آورده بودم. از اونجا که این مطلب به نظر شما جالب آمده امیدوارم وقت کنید و سری هم به اون مقاله و سه مقاله بعدیش بزنید و اگر مطالعه کردید خیلی دوست دارم نظر شما رو درباره اونچه که آرنت میگه و نتایجی که این آزمایشات به دست میدن بدونم.

    یک سوالی هم برای من مطرح شد در خصوص نظری که برای شب یلدا گذاشته بودین. نوشتین: آیا نیازی به ادامه هست؟ من دقیقا متوجه نشدم منظورتون چیه؟ میشه کمی بیشتر توضیح بدین؟

  4. سلام هتاو جان با تشكر از لطف شماو اينكه آدرس مربوطه را براي دسترسي من و ديگر دوستان قرار داده ايد زيرا دوستي كه مطلب را براي من ارسال كرده بود آدرس منبع را بيان نكرده بود.

    سوال بسيار شفاف و روشن و هر گونه توضيح اضافه تر ظلم در حق نيت نويسنده مي باشد؟ البته با عرض شرمندگي.

  5. سلام هتاو جان من مطالب ديگر را گذرا ديدم و بصورت PDF پرينت گرفته تا به سر صبر مطالعه كنم.
    بعد از مطالعه نظر خود را در همين پست خواهم گذاشت.
    اميدوارم از جواب من در مورد سوال ناراحت نشده باشيد.

  6. ن. کسری عزیز
    از اینکه این کار را میکنید ممنونم. نظرات شما برایم بسیار مهم است. زیرا در آن مقالات سوالات زیادی مطرح شده بود که امیدوارم بودم بتوانم با کمک دوستان به جواب برخی از آنها برسیم.
    راستش از جواب شما ناراحت شدم ولی مهم نیست. کم کم دارم خیلی چیزها یاد میگیرم.

  7. سلام ن کسری جان
    من درست متوجه نشدم این مطلبی که گذاشتی واقعا یک آزمایش بوده یا این که نه فقط داستانه.
    چون متن و نحوه روایت آن بیشتر به داستان شبیه بود تا به گزارش یک کار تحقیقی و پژوهشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *