اهالی امروز در حال بارگذاری

به بهانه حرفه ام

ارسال شده در توسط ahali

برای شروع از  کم کاری خودم پوزش می خواهم و از تلاش تمامی دوستان، به خصوص هتاو عزیز، که با مطالب ارزشمندشان در زنده نگه داشتِ وبلاگ نقش اساسی داشته اند؛ قدردانی می کنم.

 

                                                 به بهانه حرفه ام

یک سالیست که با یکی از همکارانم که سری در مطالعات اجتماعی دارد و البته دغدغه اش را هم ،پروژه ای در محل کارمان آغاز کردیم . پروژه جامعه سازی. آنچه که در ادامه این مطلب و در مطالب بعدی می آید شرح آنچه کرده ایم و خواهیم کرد، می باشد. امید که از نظارات سایر دوستان هم محروم نمانیم.

اگر بخواهیم ساختمانی بسازیم می دانیم که برای این کار می بایست از متخصصینی کمک بگیریم و مواد و مصالح مورد نیاز را بدست با کفایت آنها بسپاریم . آنگاه با طرح و نقشه ای که ایشان برای ساختمان مورد نظر ما می کشند و با کوشش جمعی کارگران به آرامی شاهد برپا شدن ساختمان مطلوب خود خواهیم بود .

جامعه نیز پیکره و ساختمانی دارد و مطابق با اصول و قواعد ویژه ای بنا می شود . بنابراین برای اصلاح و یا تغییر در شیوه زندگی اجتماعی می بایست مهندسان اجتماعی که زین پس به ایشان جامعه سازان می گوییم سررشته امور را بدست گیرند و با تکیه بر دانش و مهارت خویش و همکاری و همفکری با یکدیگر عزم خویش را بر اصلاح امور جامعه و بنا نهادن پیکره ای نیکو از زندگی اجتماعی بکار گیرند . درصورتی که نگاه به زندگی اجتماعی نگاه علمی و واقعی نباشد و اصلاح ساختمان جامعه کاری تفننی و غیر کارشناسی تلقی گردد نتیجه جز تباهی اجتماعی نخواهد بود .

شاید این سوال مطرح گردد که چرا باید جامعه را ساخت و یا اصلاح کرد؟ و اساساْ این موضوع به ما چه ارتباطی دارد ؟ هستند کسانی که این کار را انجام می دهند .

در پاسخ به این سوال باید گفت که جامعه را بدین دلیل می بایست اصلاح کنیم زیرا در آن و در میان سایر مردم زندگی می کنیم . هرچه کیفیت زندگی دیگران بهتر شود درنتیجه کیفیت زندگی ما نیز بهتر خواهد شد . همینطور مخاطراتی که پیش روی دیگران است و آسیب‌هایی که بدین سبب بر ایشان وارد می شود می تواند زندگی ما را نیز تحت تاثیر قرار دهد . ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در کنار دیگران زندگی می کنیم ُ بر زندگی ایشان اثر می گذاریم و از زندگی ایشان تاثیر می پذیریم . بنابراین اگر فقط به منافع خود نیز فکر کنیم ناگزیریم که دیگران را نیز به حساب بیاوریم و در جهت بهبود زندگی اجتماعی تلاش بکنیم .

دیگر آن که در جامعه چیزی خود به خود تغییر نمی کند و اصلاح نمی شود . اگر هر کسی بگوید که “دیگران هستند که کارها را درست می کنند ” در این صورت کسی نخواهد ماند و هیچ کاری اصلاح نخواهد شد . پس همه افراد اجتماع مسئول بهبود شرایط زندگی در جامعه هستند .

                                                                                                            بی نام

ahali
abtavakolishandiz@yahoo.com

4 دیدگاه برای “به بهانه حرفه ام”

  1. سلام.
    توضیح یا نظری درباره ی مطلب ندارم.فقط خواستم بگم کی میگه شانس توی زندگی بی تاثیره؟! دانش آموزایی که با تفکراتی مثل تفکر بی نام عزیز و افراد مشابه ایشان آشنا میشن و رشد میکنند قطعا خیلی فرق خواهند داشت با دانش آموزایی که تنها دغدغه ی مربیاشون خوب درس خوندنه.بگذریم از مربیانی که حتی درس خوندن بچه ها هم براشون مهم نیست و چه بسیارند اینگونه مربیان.جدا غبطه می خورم به حال شاگردان بی نام عزیز.امیدوارم هم اونا و هم اولیاشون و هم جامعه قدر این آدما و تلاش های اونا رو بدونه.البته بچه ها معمولا از یه جایی به بعد خوب فرق آدمای دلسوز و با دغدغه رو با آدمای بی دغدغه و بی مسئولیت می فهمن و همینه که به بی نام عزیز انگیزه و انرژی میده.آقا اجازه میشه ما هم شاگردی شما رو بکنیم؟

  2. سلام بر اهالي امروز و هر روز
    بي نام عزيز من خودم رو به عنوان يك عضو كوچك از اين جامعه مسئول و متعهد به اصلاح، بهبود و اجراي درست امور مي دانم ولي هميشه قدرت اثرگذاري ما شايد كافي نباشد كه در روند جامعه اثري چشمگير داشته باشد اما ماندگاري آنهاست كه منشا اثر دراز مدت خواهد بود پس از كجا بايد آغاز كرد؟ خيلي دور نيست…

  3. سلام و ادب به دوستان عزیزم مدد و ن. کسری

    مدد عزیز از نظر دلگرم کننده ات سپاسگزارم. بهتر است همه بدانندکه آبشخور چنین دیدگاهی از مشورت های طولانی و گفتگو های دنباله دار با شما برخاسته و هرگاه ناامید و مایوس شدم از تو مدد خواسته ام.

    من و دوستانمان می دانیم که شما در کلاستان ترویج تفکر و چگونه تفکر کردن را می آموزیدو پس دستت مریزاد و خدا قوت.

    ن. کسری عزیز آنچه در صدد اشاعه اش برامدیم غلبه بر همین حس کم و ناچیز بودن فرد هست.

    نقش من این است و لاغیر.

  4. بی نام گرامی سلام و خسته نباشی
    خوشحالم که متن هایی پربار درباره پروژه ای بی نهایت مهم را می نویسی. و مطمئنم که باید بارها و بارها به این نوشتارها (که احتمالاً تعدادشان بیشتر هم می شود) برگشت و آن ها را خواند و بازخوانی کرد. ضمن اینکه گمان می کنم چنین پروژه ای با آرمانی که اهالی امروز از ابتدا به آن می اندیشید، سخت نزدیک باشد.
    در انتهای مطلب نخست نکته بسیار مهمی مطرح شده بود که نمی توان به سادگی از آن گذشت: «ساختن جامعه به ما چه ارتباطی دارد؟» سئوال این است که ما چه تکلیفی برای ساختن جامعه داریم اما یادمان نرود پرسشی به همان اندازه مهم این است که ما چه حقی برای این کار داریم؟ به راستی منشا این حق کجاست؟ من چه حقی دارم به اطرافیان خودم، طرز اندیشه خودم را بیاموزانم، یا حتی تحمیل کنم؟ مگر این درست همان کاری نیست که حکومت ها انجام می دهند؟ این پرسش شاید در حوزه فلسفه علوم اجتماعی بگنجد نه خود علوم اجتماعی. امیدوارم بیشتر بتوانم در این زمینه فکر کنم و دست کم به برداشتی شخصی هم برسم.
    ممنون از نوشتن این نوشتارها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *