اهالی امروز در حال بارگذاری

سفر به ماسال (یا خاطرات ماسال محاله یادم بره)

ارسال شده در توسط هتاو

بدترین چیز موقع نوشتن ندونی چطور شروع کنی… چون معمولا وقتی یه نوشته خوب و گیرا شروع بشه خواننده رو تا آخر میکشونه. پس اینبار رو به بزرگی خودتون ببخشید و بیزحمت پاراگراف تبلیغاتی (از نوع ایرانی و کلیشه ای) زیر رو یک شروع گیرا فرض کنید و تا آخرش کشیده بشید!

آیا مایلید به سوئیس سفر کنید؟ آیا از طرفداران کارتون بچه‌های کوه آلپ و هایدی بوده‌اید؟ آیا تا بحال به کارت پستال‌های کوهستان‌های زیبای سوئیس خیره شده و آرزو کرده اید که آنجا باشید؟ فکر و خیال رو کنار بگذارید و تصمیم بگیرید. لازم نیست اینهمه را راه تا سوئیس سفر کنید و ارز بی زبان را که تازه اینروزها به هر کسی هم نمیدهند در جیب اجانب بریزید. حالا که آنها با وجود امنیت، ثبات و مهمان‌نوازی ما به کشور عزیزمان سفرهای توریستی نمیکنند چرا ما به کشور ایشان سفر توریستی برویم! هان؟
بار و بندیل خود را ببندید و به ماسال بروید و خود را در آغوش زیبای طبیعت بینظیر آلپی ببینید. اینکه از ماسال کارت پستال تهیه نشده و به کل جهانیان سوسو داده نمیشود دلیل بزرگواری ماست و گرنه ماسال از آلپ چیزی کم ندارد که هیچ، شاید اضافه هم داشته باشد.

ماسال

جزئیات سفر

اول از همه باید بگم که بر خلاف سفر به کویر مصر، در این سفر جزئیات رو دقیق یادداشت نکردیم. یک دلیلش هم این بود که در قسمت‌های مرکزی ایران واحه‌ها از هم دور هستند و فاصله اونها از همدیگه مشخص و مرزبندی‌ها معلومه اما در شمال، مرزِ شهرها و روستاها به هم آمیخته‌ست. تعداد روستاها و شهرهای سر راه بسیار بیشتره و آدرس دادن و مسیر مشخص کردن کمی سخت و گیج کننده میشه. البته دلیل دیگه اش هم تنبلی بوده.

ساعت 6:37 روز چهارشنبه 30/6/1391 از میدان شهرصنعتی راه افتادیم. اینبار تنها نبودیم اما! همراه با همسفران خوبمان که در جوار ایشان به ما بســـــــــــــــــــــــــــــــــی خوش گذشت.

 

از اراک به سمت سلفچگان حرکت کردیم . حدود ساعت 8:30 در اتوبان ساوه در مجتمع مهتاب توقف کردیم و صبحانه میل نمودیم. گلاب به روتون مبال رفتیم (دو نفر 500 تومان) و 17 لیتر بنزین زدیم از قرار هر لیتر 400 تومان میکنه 7100 تومان.

نکته ای در مورد راه و چاه: راستش اینه که از اینجا به بعد از راه و چاه چیز زیادی نمیتونم بهتون بگم ولی قضیه از این قراره که: از اراک (ما اراک رو مبدا جهان در نظر میگیریم تو سفرنامه‌هامون، انگار همه ملت از اراک راه میفتن میرن مسافرت!) به سمت سلفچگان حرکت کنید و در سلفچگان وارد اتوبان ساوه بشید. تو اتوبان ساوه وقتی نزدیک ساوه رسیدید، وارد ساوه نشید و اتوبان رو ادامه بدید تا به تابلویی برسید (سمت راست) که نوشته شهرک صنعتی کاوه که حالت زیرگذر داره. وارد شهرک صنعتی کاوه بشید. وقتی وارد شدید خیابان رو مستقیم تا انتها میرید (نشونه اش هم اینکه که وسط شهرصنعتی مجسمه کاوه آهنگر نصب شده) نهایتا وقتی از شهرصنعتی بیرون می آید وارد جاده‌ای میشید که به سمت بوئین‌زهرا میره و به این ترتیب راه نزدیک تر میشه.(آقای کارشناس فرمودند که حدود 15 کیلومتر نزدیکتره)

بعد به سمت بوئین‌زهرا میرید که جاده‌ای دو طرفه و خطرناکه و در جای جای آن پلیس در کمینه. پس وقتی خط ممتد رو میبینید و همچنین راننده یک کامیون دستش رو تا شانه بیرون میاره و با حالت پرپر تکون میده به معنای آنکه آقاجان سبقت نگیر که پلیس واستاده، بهتره به قانون احترام بذارید و به حرف اون راننده کامیون محترم هم گوش بدید. صبور باشید و با احترام به قوانین بین المللی راهنمایی و رانندگی حرکت کنید. اون جلو هیچ خبر خاصی نیست، ما رفتیم دیدیم.

دیگه تا رشت بدون توقف روندیم، به همین خاطر عکس‌هایی که از مسیر داریم اینبار خیلی کمتره، چون همسفر هم داشتیم نمیشد هی دم به دقیقه واستیم و عکس بگیریم. یه جورایی خودمونم تندمون گرفته بود نمیدونم چرا.

خلاصه وقتی از عوارضی رشت (پس از پرداخت 400 تومان- در طول سفر سه بار باید عوارض بدید. مجموع عوارض رفت و برگشت: 6400 تومان! باورتون میشه؟! پول بذارید ته جیبتون) رد شدیم، تصمیم گرفتیم برای ناهار توقف کنیم. حالا برای ناهار چند تا کار میتونید بکنید:

1-     وقتی از عوارضی در میاید، سمت راست تابلوی امامزاده هاشم هست، به اون سمت بپیچید و برید امامزاده هاشم ناهار بخورید. با اینکار وارد مسیر برعکس میشید. یعنی برای ادامه مسیر دوباره باید دور بزنید و به سمت رشت برگردید. اما توجه داشته باشد که امامزاده هاشم کلا جای شلوغی هست به خصوص اگر پنجشنبه و جمعه باشه، ممکنه برای پیدا کردن جای پارک ماشین به دردسر بیافتید.

2-     میتونید برید جلوتر و از یکی از بریدگی‌های اتوبان به سمت دیگه اتوبان بپیچید و برید جنگل سراوان ناهار بخورید. برای وارد شدن به جنگل سراوان 2000 تومان ورودیه هر ماشین هست. همه همراهان متفق‌القول هستند که ارزشش رو داره. پس اشتباه ما رو تکرار نکنید و برید اونجا زیر سایه درختان و در یکی از جایگاه‌هایی که تعبیه شده مثل انسان متمدن ناهار نوش جان کنید.

اما ما تصمیم گرفتیم جلوتر بریم و در مسیر جایی پیدا کنیم و ناهار بخوریم. ادامه مسافرت به این شکل هست که  وقتی شما عوارضی رو رد میکنید نرسیده به رشت، سمت راست باید وارد خروجی بشید که به سمت فومن میره. روی تابلوی این خروجی نوشته شده “فومن به سمت تالش، آستارا، صومعه سرا”. همچنین تابلویی هست که نشون میده موزه میراث خانه های روستایی هم در همین مسیر قرار داره. یعنی شما باید از جلوی این موزه هم عبور کنید.

از اونجا که من ناسلامتی بچه رشت هستم، پیشتر این موزه رو رفته بودم و دیده بودم که تو آلاچیق‌هاش میشه نشست و غذا خورد. به همین دلیل پیشنهاد کردم که بریم اونجا که هم موزه رو ببینیم و هم ناهار رو در موزه بخوریم.اما وقتی رفتیم گفتن دیگه اجازه نمیدن غذا وارد کنیم. بنابراین رو کف آسفالت کنار جاده نشستیم و در حال استشمام بوهای مطبوع غذامون رو با سگ و گربه های محل تقسیم کرده و ناهار خوردیم.

نکته اول: تا از چیزی مطمئن نشدید پیشنهاد ندید.

نکته دوم: موزه میراث خانه های روستایی بسیار زیباست و حیفه که نبینید. البته بسیار بزرگه و برای اینکه کامل ببینیدش سه یا چهار ساعت وقت نیاز دارید. (یکی از همسفرهای ما گفت خودشون گفتن 8 ساعت). ماجرا اینه که از سرتاسر شمال ایران خانه‌های قدیمی و با معماری خاص رو برداشتن و آوردن آجر به آجر و خشت به خشت توی یه محوطه‌ی وسیع دوباره چیدن. بسیار کار قشنگ و پسندیده‌ای هست. در کنار این خانه‌ها صنایع دستی و خوراکی‌های محلی هم درست میشه و به فروش میرسه. کلا جای بسیار خوبیه و قابلیت جذب توریسم در کلاس جهانی داره.

خلاصه حدود ساعت 2:10 شروع به ناهار خوردن کردیم و ساعت 4:10 بدون دیدن موزه به راهمون به سمت فومن ادامه دادیم. (موزه رو در راه برگشت دیدیم عکساش از خودمونه از جایی برنداشتیم به سوی چراغ قسم)



در ادامه مسیر و کمی جلوتر از موزه پمپ بنزینی هست که همسفران بنزین زدن و من نمیدونم چرا ما نزدیم. حتما باکتون رو پر کنید چون ما اینکار رو نکردیم و وقتی رسیدیم چراغ بنزینمون روشن بود و من کلی استرس داشتم که تو راه برگشت میمونیم.

پس شما هم پس از زدن بنزین به سمت فومن حرکت کنید. ابتدای جاده فومن از یک مکانیکی میپرسید که آقا ماسال کدوم طرفه؟! ایشون هم میگه برو جلو اولین میدون، برو سمت راست. شما هم میرید و وقتی به میدون رسیدید باحالت پارانویای گم شدن از آقایی که کنار میدون تو ماشینش نشسته میپرسید آقا ماسال همین وره دیگه؟ ایشونم میگه بله جانم!

بعد که جلوتر برید تابلوهای راهنما به سمت ماسال رو میبینید. اینجاهاش خیلی پیچ در پیچه نه یادمه و نه اگه یادم بود حوصله نوشتن داشتم.

ساعت 5:15 به ماسال رسیدیم. به ماسال که میرسید باید تابلوهایی رو دنبال کنید که نوشته به سمت ییلاق و از اینجا به بعده که شما یکی از بی نظیر ترین مناظر زندگانی تون رو خواهید دید.

یک جاده کوهستانی دوطرفه با پیچ های تند و خطرناک ولی بسیار زیبا. من نمیتونم زیبایی اش رو توصیف کنم پس سکوت میکنم و شما رو با عکس‌ها تنها میذارم.

 


بعد از اینکه حدود بیست دقیقه‌ای رانندگی کردید کم‌کم استراحتگاه‌ها پیدا میشند. هر چقدر بالاتر برید، منظره‌ی بهتری رو خواهید داشت. اگه تو استراحتگاه‌های پایین بمونید برای گشت و گذار باید سوار ماشین بشید و بالا برید ولی اون‌ها مزایای خودشون رو هم دارن مثل جای تمیز. اما ما اینقدر رفتیم بالا تا اینکه تاریکی شب به مه غلیظی که منطقه رو فرا گرفته بود، اضافه شد و آسفالت هم تموم شد. همونجا بود که در روستای خریدول سکنی گزیدیم.

نکته: هر کدام از این ییلاقات یک روستا محسوب میشه و یک اسم داره.

این روستاها برق ندارند و شب‌ها کلبه‌ها با ژنراتور روشن میشن که معمولا ساعت 12 اونا رو هم خاموش میکنن. بنابراین توی اون تاریکی و مه که چشم چشم رو نمیدید، کورمال کورمال در حالیکه توی مه شنا میکردیم با کمک چراغ قوه، بار و بنه رو به یکی از کلبه‌ها انتقال دادیم. پس نکته‌اش چیه؟ خودتون بگین؟… آفرین چراغ قوه و هدلامپ فراموش نشود.

 شام املت زدیم و شب را در کنار بخاری هیزمی (که یکی از جاذبه‌های کلبه بود) به صبح رساندیم. حالا که صحبت از جاذبه‌های منطقه شد باید یادی هم بکنم از دستشویی محله! که با تخته‌های چوب ساخته شده بود. به این معنی که:

 از میان تخته‌ها …. خوش بر و رو …. طاووس زیـــــــــــــــــــــبا!

 و قشنگ‌تر از همه اینکه سقف نداشت. آیا تابحال در دستشویی صحرایی و زیر آسمان ….؟ حتما امتحان کنید که خیلی تجربه‌ی جدید و جالبیه. هیجان دفعه اولش تو مایه‌های شترسواری بود.

یادتون باشه لباس گرم و کیسه خواب ببرید که شب‌ها خیلی سرده.

این منقطه اغلب توی مه هست یعنی فقط صبح‌هاست که هوا صافه و میشه همه جا رو خوب دید. پس سحرخیز باشید. صبح زود بیدار شید. صبحانه بردارید و برید قدم بزنید، عکس بگیرید و هوای تازه تنفس کنید.

 در صبح روز دوم گیر بدید(نیازی به توضیح نیست که چه کسی از این گیرها میده) که میخواید برید بالاتر رو ببینید. بنابراین بعد از یک ساعت پیاده روی در سربالایی وقتی خسته و هلاک شدید و توسط سگ گله‌ای که از آنجا میگذشت مورد حمله قرار گرفتید و بعدش چوپان مهربان آمد و شما را نجات داد، و پس از عکس گرفتن از چوپان و گله در حالیکه هنوز صبحانه نخورده‌اید، به طمع دیدن مناظر زیباتر و میل نمودن صبحانه در نقطه‌ای خاص، سوار تاکسی گذری بشوید و سه کیلومتر دیگر هم بروید و از اونجا که دو نفری آمدید استرس بکشید که چطوری باید به موقع برگردید چون همسفران منتظرتان هستند.

 آنوقت پیاده بشید و منظره بینظیر رو ببینید و بگید که ارزشش رو داشت.(واقعا میگم، ارزشش رو داشت)

 با راننده‌ی تاکسی مذکور قرار بذارید که نیم ساعت دیگه بیاد شما رو برگردونه ولی یه ربع اول رو صرف خرید پنیر محلی کیلو 14000 تومان و پیدا کردن مکانی مصفا برای خوردن صبحانه صرف کنید. یه ربع بعد رو هم صرف گذشتن از دشت پِهِن(منظور پی پی گوسفند و بز هست) و بالا رفتن از کوه برای رسیدن به آن جای مصفا زیر یک تک درخت بُکنید. راننده هم میاد و میبینه جا تره و بچه نیست…

بعد از اینکه روباه بینوای پشت اون تک درخت رو فراری دادید و صبحانه خوردید، بدوید که دیر شده… بعد از طی کردن نیم ساعت پیاده روی وقتی که محض نمونه یک دونه دوچرخه هم به سمت پایین برنمیگرده که باهاش برید، جلوی یک موتوری رو که به سمت بالا میره بگیرید و بگید داداش ما رو برگردون پایین (این نظر من بود البته که با موتور برگردیم. از شدت استیصال. خودمم الان که فکر میکنم باورم نمیشه…)

اونوقت تو یه جاده‌ خاکی سرپایین که یک طرفش پرتگاهه با راننده‌ای که بعد از سوار شدن اعتراف میکنه گواهینامه نداره، سه ترکه برونید…

باید اذعان کنم که نظرم در مورد اینکه چه چیز این سفر به هیجان‌انگیزی شترسواری بود عوض شد… این موتور‌سواری صد برابر هیجانش بیشتر بود. آدرنالین از گوشام میزد بیرون به خصوص که تقریبا روی چراغ نشسته بودم و هی میافتادیم تو دست انداز جاده خاکی و مرگ رو میدیدم که برام دست تکون میده. همینجا فرصت رو غنیمت میشمرم و از آن برادر عزیز که وقتی از بدبختی ها و مرگ و میر خانواده‌اش میگفت، من از شدت هیجان کرکر میخندیدم و به خاطر وحشتِ مرگ که من رو فرا گرفته بود تقریبا شانه اش رو از جا کندم، عذرخواهی میکنم و تشکر میکنم به خاطر مهمان‌نوازیش که هرچی اصرار کردیم قبول نکرد چیزی بگیره با اینکه کلی راهش رو دور کردیم.

این شرح کارهایی بود که من و نقطه صبح ها انجام دادیم اما بعداز ظهرها…

بعداز‌ظهر‌ها هم که مه میاد روی ایوان کلبه بشینید، چای بخورید، گپ بزنید، دف بزنید و کف بزنید و آواز بخونید و بقیه همسایه‌هاتون رو هم شاد و سرگرم کنید.

 

شب‌ها هم کنار بخاری هیزمی جمع بشید، آتیشش رو زیاد کنید یه کم شاملو بخونید و یه قصه تعریف کنید که خیلی میچسبه!

این کل کارهایی بود که ما در این دو روز انجام دادیم. یک سفر تمدد اعصاب…

بعدش هم روز جمعه برگشتیم. از ماسال تا موزه خانه‌های روستایی سه بار توقف کردیم. یکبار برای خوردن هندوانه، یکبار برای بنزین زدن، یه بار هم جاتون خالی تو ماسال بستنی خوردیم.

بعد به خانه‌های روستایی رسیدیم و از این موزه جالب بازدید کردیم. سپس طی یک حرکت نابخردانه به جای اینکه در جنگل سراوان ناهار بخوریم گفتیم اووووووووووووووووووه چه خبره دو تومن، ساعت 5 بعداز‌ظهر رفتیم امامزاده هاشم ناهار خوردیم. از ما به شما نصحیت روز جمعه نرید امامزاده هاشم. قبلا گفتم چرا.

بعدش حرکت کردیم به سمت منزل. یادتون باشه اگر امامزاده هاشم واستادید برای اینکه تو مسیر جاده قدیم نیافتید و وارد اتوبان بشید باید از روی پل رد بشید…. وقتی به سلامتی رفتید متوجه منظورم میشید.

بعدش دیگه توقف نکردیم تا اینکه حدود ساعت 1:30 صبح رسیدیم به همون مجتمع مهتاب. جایی که من از بس که همراه خانم هایده و ابی و ویگن و گوگوش خونده بودم که خوابم نبره و مانع از این بشم که نقطه هم بخوابه صدام مثل خروس نابالغ شده بود. اینجا ما تصمیم گرفتیم تو ماشین بخوابیم اما همسفرها بچه مدرسه‌ای داشتن و فردا (در واقع همون روز) اول مهر بود و رفتن. بعد از یکساعت خواب بنزین زدیم و حدود ساعت 3 صبح به اراک رسیدیم.

ما از ماسال دیر راه افتادیم و خیلی بد برگشتیم. به خصوص که میخواستیم خانه‌های روستایی رو هم ببینیم باید زودتر راه میافتادیم. با این وضع هم نتونستیم خونه‌های روستایی رو خوب ببینیم هم سفر برگشت خیلی خسته کننده شد. شما عبرت بگیرید.

نکات جا افتاده اما مهم:

1-     هزینه استراحتگاه‌ها متفاوت بود. اونهایی که سوئیت بودند و تخت و حمام داشتند از 25 تا 40 هزار تومان، برای 4 تا 5 نفر. یه سری دیگه بودند که حمام مشترک در بیرون داشتند از 25 تا 30 هزار تومان. اما کلبه های روستایی هم هست که میشه از اهالی روستا اجاره کرد با قیمت‌های متفاوت که توافقی هست. مثلا ما برای 8 نفرکلبه‌ای اجاره کردیم ( البته حدود 15 نفر راحت جا می گیره )که دو تا اتاق تو در تو بود با آشپزخانه، دستشویی که بیرون بود، حمام هم بیرون بود و مشترک. برای دو شب 150 هزار تومان توافق کردیم که بین سه خانواده سرشکن شد.

اگه تو تعطیلات تابستون قصد دارید به ماسال برید بهتر از قبل جا رزرو کنید. اینم بعضی از شماره هایی که ممکن نیاز داشته باشید:

هتل رستوران رامینه: 09111382499 – 01824820768 – ( یعقوبی)

استراحتگاه خانی : 09113327723 – 01824822698

هتل کوهساری : 09112829887 – 01824820770

استراحتگاه اولسبلنگاه : 01824820769

کلبه  آقای شهریار کوهساری ( روستای خریدول): 09118200499 – آرسام کوهساری 09119854947

کلبه آقای رضوی ( روستای خریدول): 09112462310

 2-     همونطور که متوجه شدید ما تو شهریورماه مسافرت کردیم. اهالی محل میگفتن ما از اواخر فروردین میایم و تقریبا تا اوایل مهر هستیم و بعد برمیگردیم.ضمنا میگفتن مردادماه اینجا خیلی شلوغ میشه و جای سوزن انداختن نیست.  بنابراین فکر میکنم همین موقعی که ما رفتیم زمان مناسبی برای مسافرت به ماسال باشه یا اردیبهشت ماه چون خودشون میگفتن خیلی قشنگ میشه گرچه هواش خیلی متغییره.

 3-     یادتون باشه وسایل برقی تون رو خوب شارژ کنید و وقتی اونجا ژنراتورها رو روشن میکنن گوشی و دوربین‌هاتون رو بذارید تا آخر وقت قشنگ شارژ بشن که فرداش بتونین عکس بگیرین.

 4-     موبایل هم به راحتی آنتن نمیده. با عزیزان هماهنگ کنید نگران نشند.

 5-     دوستان من، عزیزان من، دلبندان، سروران، برادران، خواهران، اخوی، آبجی : وقتی مسافرت میرید آشغال نریزید. تو رو به آستان قدس رضوی قسم… تو رو به شاه چراغ قسم… تو رو به جان عزیزانتون قسم…تو رو به نوح، به ابراهیم، به عیسی، به موسی، به محمد به پنج تن آل عبا، به روح زمین قسم… آشغال نریزید. نریز آقــــــــــــــــــــــــــــا، نریـــــــــــــــــــــــــــــــــــز….

6-     این منطقه مردم فوق العاده مهربون و مهمان‌نوازی داره. همین فقط میخواستم یادآوری و تشکر کرده باشم.

 6-1 کم کم داره به نظر میاد فقط جاهایی که ما زندگی میکنیم مردم مهربون و مهمان‌نوازی نداره…چرا به نظر شما و چرا پس ما واستادیم اینجا؟ هوم؟

 7-     در این منطقه سگ زیاد هست. نمیدونم سگ‌ها ولگردن و یا اینکه سگ‌های گله هستن که پیر شدن. اینطور به نظر میاد که با وجود اینکه ظاهرا مردم منطقه به اونها غذا نمیدن اما خوشبختانه اذیتشون هم نمیکنن. بنابراین این حیوانات از آدمها نمیترسن و برای غذا به شما نزدیک میشن. لطفا باقی مونده غذا‌تون رو بهشون بدید. همه‌چی میخورن حتی نون خالی و اگر هم اینکار رو نمیکنید لطفا اونها رو نترسونید و اذیت نکنید. مرسی.

 

هتاو
aravern@yahoo.com

47 دیدگاه برای “سفر به ماسال (یا خاطرات ماسال محاله یادم بره)”

  1. ممنون که زحمت نوشتن گزارش رو کشیدی
    خیلی روان و صمیمی بود
    اونایی که نرفتن حتما برن واقعا بهشتی برا خودش

  2. یه چیزی یادم رفت بگم اینکه این شعر معروف مرحومه حمیرا ( فوت کرده دیگه نه؟ )
    خاطرات شمال محال یادم بره – تو این سفر به انواع و اقسام ممکن خونده شد مثل :
    خاطرات محال ماسال یادم بره – یا : خاطرات محال شمال ماسال بره و ……
    و کلی خندیدم- جای همه دوستان خالی

  3. گزارش سفر،زیبا،جالب و لذت بخش بود…..انگار دوباره ما را به سفر رویا ها بردید!

  4. نقطه عزیز
    دست شما درد نکنه به خاطر برنامه ریزی و اراده ای که در اجرای این سفرهای تفریحی نشون میدی. اصل کار رو شما انجام دادی
    (یک مقدار درب شیشه نوشابه باز شد در این کامنت ها ولی خوب این تشکر واجب بود)

  5. بدینوسیله زنده بودن خانم حمیرا رو تبریک عرض میکنم… با تشکر از آقای دکتر ماهان که یادآوری فرمودند… 😛

  6. پس زنده است – هرجا هست سلامت باشه حمیرا دوست داریم
    هتاو جان خواهشم می کنم کاری نکردم – امیدوارم این اهالی امروزی ها یه تکونی بخورن یه سفرنامه بنویسن یا برن سفر یا یه سفر برنامه ریزی کنن همه با هم بریم

  7. حمید آقا، از لطفتون ممنونم. حضور شما و خانواده تون لذت سفر رو برای من دو چندان کرد. امیداوارم باز هم بتونیم با هم به این مسافرت های رویایی بریم.

  8. هتاو گرامی سلام
    – باز هم سفرنامه خواندنی و قلم روانت مرا به وجود آورد، جداً خسته نباشی. پس ظاهراً من خیلی بد موقع کارم به اراک گیر افتاده بود، درست قبل و بعد از مسافرت شما. البته باید از نقطه هم تشکر کنم که زحمت مرا تحمل کرد.
    – راستی هنوز فرصتی برای ویرایش کار ترجمه پیدا نکرده ام، امیدوارم هفته آتی بتوانم، چون کلاً درگیر دانشگاه بودم.
    – یک نکته دیگر اینکه: نقطه گرامی، تکان خوردن فقط مسافرت نیست!
    در هر حال ممنون از هر دوی شما، امیدوارم جبران کنم.

  9. …..چی 😯 ..شما تو ماسال بستنی خوردین …چرا بوق نزدین ما هم وایسیم …از بستنی جا مووندیم 😛 …مرسی هتاو جان برای نوشتن این سفرنامه خیلی خیلی جالب و ممنون نقطه سرخط جان برای استارت و برنامه ریزی سفر ..آقا اصلا برنامه ریزی از شما ، همسفری از ما 🙂
    یه شو بوشوم کونوس کله …..(گروه هم خوان) ایشاله….دریم دریم دریم لای…

  10. سلام بر کیوانه عزیز
    والا ما خیلی وایسادیم – ولی متوجه شدیم که شما رفتید – یه بستنی طلبتون ایشالا سفر بعدی …..اصلا بابام جان تو برو ……… مو چکار دارم ( گروه همخوان در مه ظلمات)

  11. کیوانه عزیز
    ممنون از لطفتون و مرسی از همراهی تون. به قول نقطه یه بستنی هم طلب شما تو سفر بعدی… ایشاله…

  12. hatav jan gofti alpe swies vali man migam masale iran haghighatesh vaghti aksaro didam yade esteareye ab dar koozeo ma gerde jahan migardim oftadam dar zemn jahat pishnahad be dostan baraye raftane be masal hamin bas ke to pay dar rah beneho hich mapors khod rah begoyadat ke chon bayad raft… che khobe ke ejaze sakhto saz az noe ajoro amsalehom nemidand vaela mishod kelar dashte sani…va noghta jan mamnoon bayaye axha …ba ejazat koli cover vase facam joor shod. onvane maghame dovomoye axase montakhab ro bet midam sharmande ke maghame aval az aane khodame rasti yadeton bashe dafe dige gardesh sobhgahi pa hastim .

  13. البته خوب نتونستم عکاسی کنم دوربینم شارژ نداشت و مجبور بودم با احتیاط عکس بگیرم –
    امیدوارم ایم منطقه حفظ بشه و به سمت نابودی نره هرچند که در مقابل اون مناظر زیبا و دلفریب مناظر زننده آشغال ها نا امید کننده بود
    والا ما برای پیاده روی اعلام کردیم ولی خوب استقبال کننده نبود تازه روز اول که سر صبحی یکم سرو صدا کردیم حمید جان با اوردنگی از کلبه پرتمون کرد بیرون

  14. سلام هتاو جان
    ممنون از سفرنامه خوبت
    سفرنامه ات نکات خیلی جالبی داشت از جمله پیشنهاد هایی که برای اقامت موقت برای صرف غذا داده بودی و همچنین قیمت ها و هزینه هایی که در طول مسیر باید پرداخت کرد. هرچند یه بخشی از آن شاید چندان ضرورتی نداشت مثل قیمت بنزین. این بخش میتونه جنبه تاریخی داشته باشه و در سالهای بعد مقایسه قیمت بنزین صورت بگیره.
    ای کاش از مسیرهایی که ذکر کردی یک کروکی میکشیدی. جاش توی این سفرنامه خیلی خالیه.
    متاسفانه عکس ها باز نشد خیلی دوست داشتم عکس ها رو هم ببینم.
    در مورد متن و زبان سفرنامه ات باید بگم که خیلی ساده و روان بود اما بخش زیادی از شوخی ها و زبان طنزی که در متن آوردی مناسب سفرنامه نیست و به نظرم یکی از نقاط ضعف نوشته ات هست. دلیل خاصی داشتی که اینطوری نوشتی.معمولا سفرنامه بیان جدی یک تجربه از سفره حتی گاهی مطالعات جانبی در زمینه سفر و بیان اطلاعات دقیق و علمی در سفرنامه جزو ضرورت سفرنامه نویسی است. این کار سفرنامه رو علمی تر و مورد وثوق تر میکنه.
    کار خیلی خوبی بود فقط به نظرم ارادش همون شوخی زبانی در متن بود هرچند متن را صمیمانه تر کرده اما یک مقدار زیاد از فضای سفرنامه نویسی دور شده
    باز هم ممنون. امیدوارم همیشه به سفر باشی

  15. سلام.من .همسرم تصمیم داریم برای تعطیلات خرداد ماه بریم ماسال منتهی ماشین شخصی نداریم احتمالا با اتوبوس یا قطار باید بریم میشه لطفا مارو راهنمایی کنید ماشین کدوم خط رو باید سواربشیم.و اینکه آیا برای اقامت تو این کلبه ها باید مدارک شناسایی مثل عقدنامه همرهمون باشه یاخیر؟چون میخوایم بریم بگردیم فکرکنم امن نباشه اینجور مدارکو باخودم همراه داشته باشیم.ممنون میشم اگر پاسخمو بدین

  16. ساناز عزیز
    اگر نگران امنیت هستید باید بگم اصلا نگران نباشید، این منطقه خیلی امنه ضمن اینکه مدارک رو میشه تو یک کیف کمری جا داد اگر هم بحث زن و شوهر نبودنه، ما خودمون هم زن و شوهر نیستیم. و از ما مدارکی خواسته نشد. البته ما با یک گروه از دوستان بودیم ولی به طور کلی از کسی مدرک نمیگرفتند. اعتماد بنفس داشته باشید، مشکلی براتون پیش نمیاد.

  17. ساناز گرامی سلام
    من نمی دونم شما کجا هستید و از کجا می خواید برید . ولی به هر حال اول باید برید رشت . از اونجا می تونید با مینی بوس برید فو من و از فومن برید ماسال . یا از رشت دربست بگیرید برید ماسال ( بستگی به شرایط مالی داره ) – از ماسال هم می تونید دربست بگیرید برید بسمت ییالاق.
    چند تا نکته : 1- تعطیلات خرداد یکی از شلوغ ترین موقع هاست . اگه دنبال جای آروم و طبیعت بکر می گردید پیشنهاد من اینه تو شلوغی نرید .
    2- اگه مدارک دارید که یه شناسنامه که اسم همسر قید شده با کارت ملی کافیه – در مورد امنیت هم مشکلی خاصی نیست هرچند که می گن مال تو سفت بچسب مردم هم نزد نکن !
    3- اگه مدارک ندارید . و دونفر هستید ترجیحا از خونه های اهالی ییلاق ها استفاده کنید اگه هم اهل کمپینگ هستید می تونید چادر ببرید و جاهای بکر تر چادر بزنید (البته پیش بینی هوا رو هم باید کرد ممکنه بارون بیاد)
    4- اگه واقعا قصد دارید تو اون تاریخ برید – باید از الان فکر جا باشید و تماس بگیرید . چون ممکنه جا گیرتون نیاد
    5- به قول دوست عزیز اعتماد به نفس داشته باشید و دل به جاده بسپارید.

  18. ممنون از هردوتون.امنیتو به این دلیل میگم که قبلا یکبار دررامسر از همین ویلاهای یهویی اجاره کردیم هردفعه میرفتیم بیرون برمیگشتیم یکی از وسایلمون کم میشد اخرش کم کم همه وسایلمونو باخودمون میبردیم بخاطر همین هردو از این قضیه بسیار نگرانیم.و بسیار ممنون از راهنمائیتون.جناب هتاو از شماره هایی که تو این پست هست شماکدوم پیشنهاد میکنید؟

  19. ساناز عزیز
    شاید از ترمینال شرق تهران مستقیم واسه فومن داشته باشه ولی مطمئن نیستم. میتونین زنگ بزنین بپرسین.
    در مورد اینکه کدوم شماره بهتره، به نظرم هر چی برین بالا بهتره، مثلا خریدول بالاتر از اولسبلانکاهه. بعدشم هم بازم ییلاق هست اما چون نرفتیم شماره شونو نداریم. از طرفی هم چون ما توی خریدول بودیم شاید نتونیم خیلی دقیق راجع به بقیه نظر بدیم. مثلا اونهایی که پایین تر بودند امکانات رفاهی داشتن مثل حمام و دستشویی درست و حسابی ولی گرونترن و منظره شون هم مثل بالایی ها نیست. باز میگم، باید ببینید چه چیزی براتون مهمه. به نقطه میگم راهنمایی کنه، اون بیشتر دید استراحتگاه ها رو.
    ضمنا من پسر نیستم. جناب نمیتونم باشم 😛

  20. مرسی هتاو عزیز.عذرخواهی ویژه منو بپذیر.متراژ اتاقش اصلا مهم نیست فقط مهم اینکه حتما سرویس بهداشتی مجزا داشته باشه ومدارک شناسایی نخواد.با این شرایط کدوم شماره رو پیشنهاد میکنی؟وراستی قیمتهاش چقدره؟ببخشید اینقدرسوال میکنم چون برنامه این سفر با منه دلم میخواد همچی عالی باشه و با اطلاعات وارد بشم. 😛

  21. آقای شهریار کوهساری ( روستای خریدول)

    کلبه آقای رضوی ( روستای خریدول
    از این دوتا کدومش امن تره و سرویس بهداشتی مجزا داره ؟و قیمتهاش چقدره؟ویه سوال دیگه مسیردقیق رفتن به این روستا چطوریه؟

  22. ساناز گرامی مجددا سلام
    برای رفتن به رشت باید از ترمینال غرب یا بیهقی برید ولی برای فومن ممکنه ترمینال غرب داشته باشه همین طور که هتاو گفت می تونید تماس بگیرید بپرسید.
    میتونید با آقای رضوی تماس بگیرید چون کلبشو اتاق اتاق کرده و فکر کنم در اتاق ها قفل داره – می تونید بپرسید.
    هتل کوهساری و اولسبلنگاه هم گزینه بدی نیست .اونجا دیگه مسیول داره و طبیعتا در اتاق ها قفل داره.
    هتل خانی و رامینه قسمت های پایین جاده هستن اگه بخواهید بیاید بالا باید کلی پیاده برید.

  23. ممنون از گزارش خوب و کاملی که نوشتید
    من همه اطلاعاتی که در مورد این سفر احتیاج داشتم گرفتم
    فقط یک سوال دارم که اگه امکانش بود با شما تماس میگرفتنم خیلی خوب بود یا چت میکردیم …

  24. ساناز عزیز
    استراحت گاه ها مثل کوهساری، اولسبلنگاه . اینها کارت شناسایی میخواد. ممکنه دستشویی مجزا داشته باشه ولی معمولا اشتراکیه. اگر زنگ بزنی ممکنه یکی دو تا اتاق اینجوری داشته باشند ولی بدون مدرک نمیشه.(به احتمال بالا)
    ولی کلبه های روستایی مدرک نمیخواد. اما از طرفی نه تنها دستشویی اشتراکیه بلکه توی کلبه ها هم نیست دستشویی ها و بیرون کلبه هاست.
    و این کلبه های خریدول هم همه همینطورین.
    کلبه کوهساری بزرگه و برای تیم های بزرگ خوبه.
    رضوی کلبه اش رو اتاق اتاق کرده، هم جمع و هم شخصی میشه استفاده کرد.
    قفل و اینا هم داره. مدرکم نمیخواد. قیمت رو باید بپرسین. متاسفانه نمیدونیم. از طرفی هم وقتی شلوغ میشه ممکنه که قیمت ها فرق کنه.
    شما ماسال که رسیدین بگین میخواییم بریم ییلاق. تمام ییلاقات توی یک مسیرند. اسم ییلاق رو به راننده بگین، پیاده تون میکنه اونجا.

    1. همین اقای کوهساری روستای خریدول از قصد به ماشین ما آسیب زده و بعد با گارد حتی می خواست به خوده ما هم آسیب بزنه. بگدارید مردمی که میرند اونجا بدونند با چه آدم هایی طرف هستند.

  25. خیلی بهم لطف کردی وبسیار ممنون همیشه شادو خوش وسلامت باشید.شما برای یه سفر دوروزه کجا رو پیشنهاد میکنید.هم تفریح هم استراحت راستشو بخواید من خیلی از این جورها بلد نیستم

  26. ساناز گرامی سالم دوباره
    یکی از راههایی که می شه مناطق گردشگری رو شناسایی کرد اینه که سایت های گروههای گردشگری رو ببینید – و برنامه های اونا را بررسی کنید. و بعد با امکانات خودتون برید سفر. اما اطراف تهران جا خیلی زیاده این بستگی به شما داره که چه برنامه می خوایید برید . با ماشین بدون ماشین . کوهنوردی یا کمپینگی . اگه در کل خیلی تجربه برنامه کوهنوردی و گردشگری رو ندارید می تونید فعلا با گروههای کوهنوردی شروع کنید . ثبت نام کنید و برنامه های سبک شونو برید معمولا گروههای کوهنوردی هزینه های کمتری رو از شما می گیرن نسبت به گروههایی که تورهای گردشگری برگزار می کنن.

  27. سلام هتاو جان.
    وقتی آدم خاطراتت رو می خونه سطر به سطر خاطراتت آدما با خودش می بره توی حس اون سفر.
    ممنون از قلم زیبا و ذکر دقیق جزئیات .
    اینشالا بیشتر به سفر بری و همه سفراتو بنویسی

  28. سلام، ابوالفضل عزیز ممنون
    اینهمه لطف من رو خیلی ذوق زده میکنه، به همین دلیل میخوام این تشویق و محبت رو به نقطه برگردونم که بدون تلاش و برنامه ریزی های دقیقش سفرهامون ممکن نمیشد و نمیشه.
    ضمنا دوستانی دیگه ای که سفر میرن و سفرنامه دارن اگه دوست داشته باشن میتونن توی وبلاگ ما بذارن سفرنامه رو با اسم خودشون.

  29. هتاو عزیز
    از لطفت ممنون . من هم به نویسندگیت ایمان دارم . تو یکی از بهترین ها هستی چه در سفرنامه نویسی چه در داستان نوشتن برای کودکان و چه ترجمه های دقیق و روانت و چه در انتخاب مطالب بجا برای وبلاگ. دست مریزاد

  30. ُسلام دوست عزیز من گیلانی هستم یعنی بزرگ شده رشت هستم ماسال شاندرمن یکی از زیباترین نقاط استان گیلان است البته من فقط شنیدم !!!! و باورتون بشه در تمام این سالهایی که اونحا زندگی کردم حتی یکبار به دیدن این منطقه زیبا نرفتم نوشته هایتان بسیار جذاب است و من ترغیب شدم که بعد این همه سال سفری به ماسال داشته باشم یادش بخیر ما زمان دبیرستان هر که را میخواستیم دست بندازیم و بهش بخندیم یعنی پسر جماعت را !!! بهش میگفتیم دهاتی ماسال شاندرمنی !!! و این درد بزرگ من و امثال من است که بدون اطلاع از چیزی یا کسی یا جایی در موردش قضاوت میکنیم موفق و سربلند باشید

  31. سلام ممنون ازت به خاطر توصیف های جالب و طنز آمیز یه سوال دارم ما برای عید میخوایم بریم دوست دارم تو منطقه ای که همه ی عکسای ماسال از اون جاست همون بالای کوه میگم ساکن بشم برا دو روز یا هر جا که از نظر شما زیبا تره اگر شماره ای از سوییت کلبه چیزی زیبا باشه و امکانات داشته باشه حالا خودمونی هم باشه منظورم اینکه تشریفاتی نباشه بدین ممنون میشم

  32. با تشکر از دوست عزیز بابت تبلیغات از شهر ماسال، حقیقتا مغفول مانده ایم از شناساندن این شهر زیبا برای ایرانیان
    ای کاش دوستان دست اندرکار وظیفه خود در معرفی این شهر را به خوبی ایا می کردند.
    بنده از اهالی شهر زیبا ماسال هستم

  33. دوستان عزیز ما به این نقطه سفر کردیم ؛ فوق العاده طبیعت زیبایی داره لذت بردیم و شب یکی از کلبه های ییلاق خریدول را کرایه کردیم حالا بگذریم از اینکه داخل کلبه چقدر کثیف بود ، صبح وقتی اومدیم که بریم متوجه شدیم کاپوت ماشین رو سوراخ کردند ، برخورد محلی ها با این قضیه فوق العاده بد بود و سریع موضع می گرفتند خلاصه از چشمم در اومد توصیه می کنم شب رو نمونید روز برید لذت ببرید و برگردید ولی اصلا شب نمونید. چون اصلا امنیت نداره اونجا نه موبایلی خط میده و پلیسی هست ، هر اتفاقی بیوفته خودتونید و خودتون.

  34. من امسال یک شب رو در این مکان و روستای خریدول ماندم طبیعت بسیار زیبایی داره اما امنیت وجود نداره صبح که می خواستیم کلبه رو ترک کنیم متوجه شدیم که به قصد به کاپوت ماشینم اسیب زدند که دو میلیونی برام خرج برداشت و جالب اینکه وقتی دنبال مقصر بودم با برخورد بد مردم محلی روبرو شدم . به نظرم خیلی طبیعت زیبایی داره اما ادم برای شب موندن اصلا امنیت جانی و مالی نداره . امیدوارم این فرهنگ برای مردم رشد کنه که به مسافران و اموالشون آسیب نزنند و پلیس هم رسیدگی بیشتر بکنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *