اهالی امروز در حال بارگذاری

دانش ازدواج موفق (ترجمه)

ارسال شده در توسط هتاو

سلام

قبل از اینکه اصل مطلب رو بگذارم میخوام یکمی توضیح بدم.

به طور کلی بیشتر مطالبی که من در اینترنت سرچ میکنم و یا میخونم به زبان انگلیسی هست که بسیار از اونها محتویات جالب و مفیدی دارند. بنابراین فکر کردم اون مطالبی رو که به نظرم بیشتر مفیده یا جالبه و یا اون چیزیه که من میخوام راجع بهش حرف بزنم و یا مطلب بنویسم، اما یا وقت ندارم یا دانش و اطلاعاتم راجع بهش کافی نیست رو ترجمه کنم.

به خصوص بعضی از این مطالب – به نظر من- از این جهت قابل توجه هستند که کمبود متخصص و مشاور در این زمینه ها در کشورمون مشهوده و یا اینکه در اون زمینه ها نظرات یک گروه و یا یک عقیده رواج و برتری داره. مطالب ارزشمندی در خصوص روابط، پول، سلامت، تکنولوژی و … هست که همه میتونن ازشون استفاده کنن… بنابراین فکر کردم ترجمه و بلاگ این مطالب خیلی از هدفی که نشریه و بعد وبلاگ اهالی دنبال میکرده دور نیست.

اما من مترجم حرفه ای نیستم و خوندن یک متن به انگلیسی و فهمیدنش برای خودم با ترجمه و قابل فهم کردنش برای دیگران خیلی متفاوته. بنابراین…

1-      اولین مقاله ای که ترجمه کردم یک مقاله جالب و بسیار کوتاه هست گرچه جالب ترین چیزی نبوده که دلم میخواست ترجمه کنم اما فکر کردم سنگ بزرگ نشانه نزدنه…

2-      از دوستانی که به زبان انگلیسی آشنا هستند ( فکر میکنم بهتره بگم تسلط دارن) درخواست میکنم اشتباهات رو تصحیح کنن. لینک اصلی مقالات در انتهای مقالات هست.اون دسته از دوستانی که پسورد داردن می تونن مستقیما تصحیح کنن و اون دسته از دوستانی که خواننده وبلاگ هستن، اگر در قسمت نظرات درج کنن، حتما تصحیح میکنم.

زیاده عرضی نیست…

دانش ازدواج موفق

دکتر لائورا برمن

تا به حال از خود پرسیده‌اید چه چیزی باعث دوام یا از هم پاشیدن یک ازدواج می‌شود؟

شاید “خود شکوفایی” بخش بسیار مهمی از این قضیه باشد. “خود شکوفایی”  که اصطلاح ابداعی آرتور آرون (روانشناس) است، هنگامی اتفاق می‌افتد که روابط شما به زندگی تان علاقه و هیجان ببخشد.

دکتر آرون و همکارانش در دانشگاه استونی بروک از تعدادی زوج خواستند تا ورزش‌های یکنواختی انجام دهند و از تعدادی دیگر خواستند تا ورزش‌هایی خنده‌دار و جالب انجام بدهند (مثل بسته شدن به یکدیگر و سینه خیز رفتن روی تشک ورزشی).

پس از انجام این ورزش‌ها از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا به میزان رضایت خویش از رابطه‌شان امتیاز بدهند. زوج‌هایی که ورزش‌های نشاط‌آور را انجام داده بودند، نسبت به گروهی که کارهای یکنواخت و خسته کننده انجام داده بودند به رضایت از رابطه شان امتیاز بالاتری دادند.

شما هم می‌توانید نتیجه منطقی این آزمایش را در مورد روابط خودتان به‌کار ببندید. از لاک امن خود بیرون بیایید و کمی بازیگوش باشید. سعی کنید چیزهای جدیدی را امتحان کنید که شما را دوباره با حس نشاط و جوشش درونی که در هنگام عاشق بودن تجربه می‌کنید، پیوند می‌دهد.

همانطور که زوج‌های خوشبخت نقاط مشترک زیادی دارند، زوج‌های ناموفق نیز دارای نقاط مشترکی هستند. دکتر جان گاتمن، روانشناس و پژوهشگر حوزه روابط، چهار رفتار را که می‌توان بر‌اساس آنها طلاق یک زوج را پیش‌بینی کرد به این شرح توصیف می‌کند:

انتقاد کردن: هیچ اشکالی ندارد احساسات و یا خواسته‌هایتان را با شریک زندگی‌تان در میان بگذارید، اما نحوه انتقال این احساسات و افکار خیلی مهم است. وقتی از شریک زندگی‌تان انتقاد می‌کنید در واقع به هسته مرکزی فردیت او حمله می‌کنید. شما به شخصیت او، به نقش او به عنوان همسر و همینطور عزت نفس وی حمله می‌برید.

انتقاد کردن:” تا حالا شده اول فکر کنی بعد حرف بزنی؟ حالا به خاطر اظهار نظر احمقانه تو خواهر من باید یکماه تمام خودخوری کنه.”

ارائه بازخورد: “میدونم که داشتی شوخی میکردی اما خواهر من خیلی نازک نارنجیه. میشه لطفا ازش عذرخواهی کنی تا دوباره همه چی روبراه بشه؟”

حالت تدافعی گرفتن: وقتی حالت تدافعی دارید، فقط و فقط به فکر این هستید که حق با شماست. رفتار تدافعی شباهت زیادی به مسابقه‌های ورزشی دارد، شما میخواهید برنده باشید، میخواهید شریک زندگی‌تان را به چالش بکشید، می‌خواهید فخرفروشی کنید و پیروز شوید.  بعضی از نمونه های این رفتار:

“اگه به حرفم گوش کرده بودی، دیر به مهمونی نمی رسیدیم. میدونستم که اگه از این مسیر بیاییم ترافیک سنگینه، می‌دونستم”

“مطمئن بودم بچه‌ها از سگ‌مون مراقبت نمیکنن، بهت گفته بودم که اینطوری میشه. چرا به حرف من گوش نمیدی؟”

تحقیر کردن: تحقیر کردن هم مثل انتقاد کردن تیشه به ریشه احساسات فرد می‌زند. تحقیر کردن، زخم می‌زند؛ زخمی که فراموش کردن و بخشیدن آن بسیار مشکل است. رفتار تحقیر آمیز می‌تواند به شکل چشم غره رفتن، مسخره کردن، اسم گذاشتن یا توهین کردن به شریکتان باشد.

کم محلی: کم محلی یعنی وقتی شما به لحاظ ذهنی (یا جسمی) خودتان را از همسرتان و نیازهایش کنار می‌کشید، مثل وقتی که وسط بحث اتاق را ترک می‌کنید یا وقتی همسرتان می‌خواهد راجع به احساساتش صحبت کند سرد برخورد می کنید. شاید فکر کنید که دارید کار درستی می‌کنید و یا سعی دارید از بحث کردن اجتناب کنید اما در واقع نمی‌خواهید خودتان را درگیر احساسات و نیازهای شریکتان کنید و با اینکار همسرتان را با احساس بی‌ارزش بودن و تنهایی رها می‌کنید. زمانی که با بی‌توجهی آشکار به کار و زندگی خودتان می‌پردازید، احساسات و نیاز‌های همسرتان را بی‌پاسخ می‌گذارید. شما وی را با این احساس بسیار دردناک تنها می‌گذارید که گویا فقط اوست که احساسات خود را صرف رابطه بین شما کرده است.

در واقع فرمول مشخصی برای رسیدن به یک ازدواج موفق وجود ندارد اما این نکات به شما کمک می‌کند تا راه درستی را بروید: با یکدیگر با مهربانی صحبت کنید، به حرف یکدیگر گوش بدهید، و مهم‌تر از همه سعی کنید با یکدیگر خوش باشید.

ترجمه از این مقاله

هتاو
aravern@yahoo.com

15 دیدگاه برای “دانش ازدواج موفق (ترجمه)”

  1. سلام
    ابتدا به خاطر مطالب زیبات تشکر بکنم.
    دوم اینکه من از این مطلب شما توسعه فردیت را به عنوان شاخص بحث فهم کردم . توسعه فردیتی که یک موجود را در چارچوب محیط اجتماعی اش می پذیرد و عنصری لایتجزی از آن می کند.این البته شمشیری دو لبه می نماید(همنوایی و البته ادغام فکری و در نهایت جذب تام فرد با محیط)
    آیا فکر نمی کنید توسعه تام فردیت آزادی اندیشه و ابداع رو قربانی کند؟

  2. هتاو گرامی،
    فکر بسیار خوب است. نمی خواهم نخود هر آش باشم و باز هم مداخله کنم اما اگر تمایل داشته باشید، می توانم کار را بازبینی کنم و برایتان ایمیل کنم، تا خودتان هر جور صلاح می دانید آن را در وبلاگ درج کنید.
    خوشحالم که جمع مان هر از گاهی تحرکی انجام می دهد و می کوشد از خمودگی بیرون بیاید.
    پیشنهاد می کنم بخشی به نام ترجمه هم اضافه شود، البته اگر صلاح می دانید.
    موفق باشید.

  3. عالی بود – ترجمه بسیار روان و شیوایی بود .
    موضوع هم قابل توجه است و فکر می کنم درکش و انجامش برای ما ایرانی ها سخت باشه . مثلا در مورد گارد گرفتن و مثالی که زده شده . من فکر می کنم اکثرا ما در روابطمون چه دوستی و چه خانوادگی از این نو ع جملات استفاده بکنیم بدون اینکه متوجه باشیم داریم به طرف مقابل ضربه می زنیم .
    در ضمن من متوجه نشدم بی نام چی میگی. !!!!!! بی نام جان یا خودت دوباره توضیح بده یا دوستانی که فهمیدن منو روشن کنن.
    ممنون

  4. سلام نقطه سر خط.
    هتاو در جایی آورده بود که ترجمه این دست از مطالب می تواند در راستای اهداف نشریه و وبلاگ باشد.
    من هم کلید واژه این مطلب را توسعه فردیت دریافتم.به نظر صحیح می آید که در حیطه روابط اجتماعی ما مبتلابه این انجماد فردیت هستیم و البته هم دیرتر به فهم مشترکی از می رسیم و شاید اصلا هم نرسیم.
    نکته اینجاست که شاید توجه بیش از حد به این توسعه در روابط اجتماعی قربانی دیگری را نیز در بر دارد و آن : کور شدن ابداع است. مک لوهان میگه: آزادی و ابداع تابعی از میزان فاصله انسان با محیط خویش است.

  5. سلام
    الف تنهای عزیز . قصد داشتم اول این کار رو بکنم. یعنی اول مطالب رو برای شما بفرستم و بعد توی وبلاگ قرار بدم.. فکر کردم شاید زیاده خواهی باشه. ولی حالا که خودتون پیشنهاد کردید دیگه جای شک و تردید نیست.
    در مورد اضافه کردن بخش ترجمه هم همینطور. میخواستم بخش ترجمه اضافه کنم بعد فکر کردم چون ممکنه مطالبی که ترجمه میشه متنوع باشه، باعث بهم ریختگی بشه ولی میشه بخش ترجمه رو اضافه کرد و مطلب رو هم در بخش ترجمه و هم در بخش مربوط به موضوع قرار داد.

    بی نام عزیز.. متاسفانه من در درک مطالب سنگین کمی مشکل دارم با توضیح دوباره هم متوجه نظرتون نشدم. ببخشید… اگر حوصله داشتید باز هم توضیح بدهید اگر نه هم که دوستانی که متوجه شدند میتونن نظر بدن 🙂

    نقطه سر خط عزیز… ممنون

  6. هتاو عزیز !
    توسعه فردیت یعنی در تعامل اجتماعی با افراد یا فرد روبرو آستانه تحمل مان را افزایش داده و بر نقاط مشترک این رابطه تاکید بیشتری کنیم.به نظرم البته این نکته بسیار درست است.
    اما در حیطه اجتماعی توجه بیش از حد در رسیدن به این نقاط مشترک اما نگرانی هایی را نیز ایجاد می کند و آن هم کشتن خلاقیت هاست.
    منظر سخن من تبعات کلان اجتماعی این سازگاری ایجاد کردن هاست.

  7. بی نام عزیز
    من از تعریف شما در مورد تعریف توسعه فردی مطمئن نیستم به خصوص آنچه در این متن آمده (که البته اشکال میتواند در ترجمه من باشد) اما با فرض درست بودن این تعریف متوجه رابطه توسعه فردیت ( به این معنا) و کشته شدن خلاقیت های فردی نمیشوم. به خصوص در مورد جامعه ایرانی.

  8. هتاو گرامی، بابت تأخیر در بازبینی ترجمه عذر می خواهم، کارهای پیش بینی نشده ای به سراغم آمدند، امیدوارم بتوانم تا فردا تمامش کنم.

  9. سلام هتاو جان
    چه کار خوبی کردی و چه تصمیم به جایی گرفتی. همانطور ک بقیه بچه ها گفتند بهتره که یک بخش را به عنوان بخش ترجمه ایجاد کنی و دوستانی که می توانند در پرب ار شدن این بخش کمک کنند را به یاری بگیری . مطمین هستم که یکی از بهترین و پرمخاطب ترین بخش های این وبلاگ خواهد شد
    بی نام عزیز من هم اصلا متوجه منظورت نشدم و یک جورای در مورد ارتباط برقرار کردن کامنتت با مطلب هتاو دچار مشکل هستم فکر کنم مشکل اصلی من و بچه های دیگر در مورد عدم فهم مطلبی که گذاشتی همین باشه . اگر بتونی ارتباط کامنتت را با مطلب هتاو بگب فکر کنم بتونیم بفهمیم چی میگی و نیاز به توضیح بیشتر نباشه . به هر حال از بیان مطلب گنگت ممنون

  10. عباس جان
    ممنون… من ارتباط کامنت بی نام رو با مطلب خودم اینطور فهمیدم که از اونجا که در ابتدای مطلب من به اهداف نشریه اشاره کرده بودم، بی نام اون بخش از مطلب رو که به نظرش کلیدی میامد برداشت و راجع بهش بحث کرد. یعنی اصولا نظرش راجع به ازدواج موفق نبود بلکه مفهوم توسعه فردی بود که بخشی از این مطلب هست.
    فکر میکنم چند تا مسئله باعث شدم مطلب بی نام گنگ باشه:
    یکی تعاریف احتمالا متفاوتی که هر کدام از ما از هدف نشریه و وبلاگ داریم
    یکی نوع نگرش ما به مسائل و اهمیت گذاری مختلف مسائل هست ( هر کسی از ظن خود شد یار من)
    یکی اشکال در ترجمه من بابت مفهوم توسعه فردی در این متن هست…
    به هر حال بی نام عزیز همه این ها دلیل نمیشه که مطالبت رو کمی گویا تر بیان نکنی… چون از برگشتنت خیلی خوشحالیم 🙂

  11. عباس جان و هتاو عزیز از تذکرتون ممنون. آره من مرادم اون قسمت توسعه فردیت و اهداف وبلاگ و نشریه بود.

  12. هتاو گرامی، دیشب مطلب را برایتان ایمیل کردم. ترجمه تان خیلی خوب بود. از بعضی قسمتهایش لذت بردم، مخصوصاً اصطلاح روبه راه شدن و از این دست. بابت اینکه تحت اللفظی ترجمه نمی کنید و ترجمه روانی دارید تبریک می گویم. ضمناً همان طور که می دانید بخشی از کار ترجمه سلیقه ای است، پس اگر بخشی از ویرایش مرا نپسندیدید، می توانید آن قسمت را لحاظ نکنید یا می شود درباره آن بحث کرد. امیدوارم کار ترجمه را ادامه بدهید. موفق باشید

  13. الف تنهای عزیز
    از لطفتان ممنونم و چون میدانم اهل تعارف نیستید می توانم با خیال راحت این تعریف را بپذیرم.
    باید بگویم ویرایش شما متن را روان تر کرده … از شما تشکر میکنم… مطلب ویرایش شده را به جای مطلب قبلی قرار دادم… از دفعات بعد اول برای شما ایمیل میکنم
    باز هم از لطفتان ممنون

  14. سلام .مطلب خوبی بود .واقعا این نکات خیلی مهمه. نقطه جان باور کن خیلی سخت نیست تمرین میخواد. بچه ها خداوکیلی از وقتی این مطلب خوندید حواستون بوده که مراعات کنید . حالا اسم نمیبرم ولی بعضی ها بیشتر دقت کنن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *