اهالی امروز در حال بارگذاری

بار این درد و دریغ است که ما… دست‌هامان نرسیده است بهم

ارسال شده در توسط هتاو

مجازات برای انجام عمل وازکتومی در مردان. مطمئن نیستم ولی شاید این اولین بار باشد که به حریم خصوصی مردان اینچنین تجاوز می‌شود. چیزی که برای زنان به خصوص در ایران بسیار اتفاق می‌افتد. از پوشش و حجاب‌شان تا مسائلی مانند ارث و دیه و اجازه همسر برای بسیاری از کارها. ممنوع بودن سقط جنین که موضوع جدیدی نبود و اکنون کم شدن دسترسی به قرص‌های ضد بارداری ( که فقط برای جلوگیری از بارداری استفاده نمی‌شوند و برای بسیاری از مشکلات دیگر تجویز می‌گردند) و اکنون تصمیم به اینکه باید بیشتر بزایند.

اینها برای زنان مسائل جدیدی نیستند. برای همین مشکلات‌شان تشکل‌هایی تشکیل دادند و فعالیت کرده‌اند و می‌کنند و برای همین هر بار که در مورد زنان مسائلی از این دست مطرح می‌شود، تشکل‌های زنان، اعتراضات را آغاز کرده در خصوص آن آگاهی داده و به آن جهت می‌بخشند. همچنین راهکارهایی برای مقابله با این مشکلات از این تشکل‌ها بیرون می‌آید. در خصوص کم و کیف و درست و غلط روندها و اینکه تا چه حد موثرند صحبتی نمی‌کنم چون به نظرم کار آماری و پژوهشی می‌طلبد و هرچه بگویم صرفا نظر من خواهد بود.

شاید پیشتر هم اشاره کرده باشم که از نزدیک یکی از گروه‌هایی را که در خصوص آگاهی زنان فعالیت میکند می‌شناسم.  به دلایلی خودم در این زمینه فعال نیستم یکی‌اش این است که به نظرم  جایی در میانه راه همین تشکل‌ها بدجوری خودشان را از نیمه دیگر جامعه یعنی مردان جدا کرده‌اند و نقش آنها را نادیده گرفته‌اند. این‌را به چند نفری هم در همین گروه‌ها گفته‌ام که فکر می‌کنم باید چنین تشکل‌هایی هم برای زنان و هم برای مردان وجود داشته باشد. اصولا بسیاری از مطالبی که در اینگونه NGOها و یا گروه‌ها مطرح می‌شود تنها برای زنان نیست و فکر نمیکنم بتوان مدعی شد که آگاهی مختص جنسیت خاصی است. حتی آگاهی در خصوص جنس دیگر. بنابراین به نظر من آگاهی دادن به زنان بدون اینکه مردان جامعه راجع به همان مسائل آگاه شوند راه دشواری برای پیش بردن اهداف این تشکل‌هاست.

بنابراین شاید چندان جای تعجب نیست اکنون که چنین به حریم خصوصی و بدن مردان و تصمیمی که برای بدن‌شان میگیرند تجاوز شده است، از سوی آن نیمه دیگر جامعه صدای اعتراضی به گوش نمی‌رسد. زیرا بر عکس زنان که در طول این سال‌ها متشکل شده‌اند، آنها تشکلی ندارند که صدای‌شان را یکی و هماهنگ کند. و به نظر می‌رسد تشکل‌های زنان هم در این زمینه چندان فعالیت نکرده‌اند چون لابد این مشکلی نیست که به زنان مربوط بشود. و تازه به نظرم اگر هم بخواهند در این زمینه کاری کرده و صدایی بلند کنند، با دشواری‌هایی مواجه هستند زیرا تاکنون در اجتماعات و گردهم‌آیی‌ها و تصمیم‌گیری‌هایشان آن نیمه را ندیده‌اند، شرکت نداده‌اند و آگاهش نکرده‌اند. در حالیکه این مشکل تنها مختص این یا آن جنس نیست بلکه به هردویشان مربوط می‌شود. در واقع اغلب مشکلات فقط مربوط به یک جنس نیست و مرتفع شدن آن با آگاهی و همراهی هر دو گروه میسر است.

این نظر من است و شاید با اشکالاتی همراه باشد. در کل امیدوارم این موضوع تلنگری باشد برای آغاز روند برطرف کردن چنین خلاهایی در تشکل‌های فعال در این زمینه.

تیتر از شعر دست فریدون مشیری است.

هتاو
aravern@yahoo.com

4 دیدگاه برای “بار این درد و دریغ است که ما… دست‌هامان نرسیده است بهم”

  1. های،
    خیلی خوب بود،به فکر منم رسیده بود ولی من قلم نوشتن ندارم.
    با حرفت راجع به موسسات موافقم…به نظرم هیچی از اونها در نمیاد….و به قولی هر حرکتی از بی حرکتی بهتر نیست.
    خوشحالم که اینقدر خوب می نویسی.

    1. مرسی. البته فکر نمیکنم هیچی در نمیاد ولی خیلی از پتانسیل و انرژی شون هدر میشه به نظر من.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *