اهالی امروز در حال بارگذاری

پیروزی در مجادله (8): دوراهه‌ دروغین

ارسال شده در توسط ابوالفضل

توضیح: این مغالطه با مغالطه شماره 7 شباهت زیادی دارد، اما هم فراگیرتر از آن است و هم متفاوت با آن. مثال‌های این متن آنقدر برایم جذاب بود که ترجیح دادم ترجمه‌اش کنم.

دو‌راهه (dilemma) علاوه بر اینکه به انتخابی دشوار اشاره دارد، نام استدلالی پیچیده نیز [در حوزه منطق] محسوب می‌شود. در یک دوراهه، پیامدهای ناشی از دو عمل که قابل انتخاب شرح داده می‌شود و از آنجا که ناگزیر باید یکی از آنها را انجام دهیم، ناچاریم یکی از این دسته پیامدها را بپذیریم.

جوانی یونانی می‌خواست راه سیاست را در پیش بگیرد؛ مادرش به او گفت:

این کار را نکن. اگر حقیقت را بگویی مردم از تو متنفر می‌شوند، و اگر دروغ بگویی خدایان. چون بالاخره مجبوری یا راست بگویی یا دروغ، یا مورد تنفر مردمان خواهی بود یا خدایان.

دوراهه به‌خودی خود استدلالی معتبر است. اگر پیامدهایی که شرح داده شده صحیح باشد و اگر تنها و تنها امکان انتخاب از بین این دو راه وجود داشته باشد و بس، در آن صورت بناچار باید پیامدهای یکی از آنها را پذیرفت. اما در خیلی از موارد اطلاعاتی که [در مورد پیامدها] داده می‌شود درست نیست، یا حق انتخاب آن‌طور که گفته شده فقط به دو مورد منحصر نیست. در چنین مواردی، دوراهه به دوراهه‌ای دروغین تبدیل می‌شود. دوراهه دروغین مغالطه‌ای است ناشی از مطرح کردن دوراهه‌ای که اساساً وجود ندارد.

در مثال بالا، پسر می‌تواند به چند شکل پاسخ بدهد. وی می‌تواند ادعا کند که دوراهه مذکور دروغین است و برای این منظور پیامدهای مربوطه را انکار کند. او می‌تواند خیلی راحت منکر این مسئله شود که اگر حقیقت را بگوید مردم از او متنفر می‌شوند و بگوید بلکه برعکس ممکن است مرا تکریم هم بکنند. برای دروغین دانستن یک دوراهه کافی است یکی از راه‌ها یا هر دوی آنها نادرست باشد. گزینه دیگری که پسرک در اختیار دارد این است که نشان دهد که محدودیت انتخاب نادرست است و نشان دهد که گزینه‌های دیگری هم هستند. او به‌جای اینکه خود را صرفاً در چارچوب حقیقت‌گویی یا دروغ‌گویی محض محدود می‌کند می‌تواند گاهی راستگو باشد و بعضی اوقات فریبکار. ممکن است اظهاراتی داشته باشد که هم از عنصر حقیقت و هم از عنصر کذب برخوردار باشد. دروغین بودن دوراهه در صورتی اثبات می‌شود که مشخص شود انتخاب‌های ارائه شده جامع و مانع نیست. راه سوم مواجهه با این دوراهه آن است که از در مقابله با آن درآمد. برای این منظور باید بسیار ظریفانه عمل کرد و از همان عنصر اصلی استدلالی نیرومند اما در جهت مخالف ساخت. در مثال بالا، جوان پاسخ داد:

باید این کار را انجام بدهم، مادر. چون اگر دروغ بگویم، مردم مرا دوست خواهند داشت؛ و اگر حقیقت را بگویم خدایان مرا دوست می‌دارند. چو یا باید حقیقت را بگویم یا دروغ را، یا محبوب مردم خواهم بود یا محبوب خدایان.

(این کار آنقدر قشنگ انجام شده که آدم دلش می‌خواهد خودش هم این روش را امتحان کند!)

پروتاگوراس [سفسطه‌گر معروف یونان بوستان] که یکی از رشته‌هایی که تدریس می‌کرد حقوق بود، سر و کارش به شاگرد فقیری افتاد و قبول کرد که تا زمانی که او در اولین پرونده خود در دادگاه برنده نشده است، از گرفتن دستمزد خود چشم‌پوشی کند. مدتی گذشت و جوان هیچ اقدامی نکرد تا پرونده‌ای را در دست بگیرد. پروتاگوراس از او به دادگاه شکایت برد و به‌نظرش دادرسی به‌راحتی انجام می‌شد:

اگر دادگاه به نفع من حکم دهد، او موظف است دستمزد من را پرداخت کند. اگر به نفع وی حکم دهد، در اولین پرونده خود پیروز شده و باید پولم را پرداخت کند. از آنجا که دادگاه به هر حال یا باید به نفع من حکم دهد یا به نفع او، من به پولم می‌رسم.

اما جوانک که از قضا شاگرد خوبی هم بود، در دفاع از خود گفت:

کاملاً برعکس. اگر دادگاه به نفع من حکم دهد معنایش این است که لزومی ندارد پولی پرداخت کنم. و اگر به نفع پروتاگوراس حکم دهد، پس من هنوز در اولین پرونده خود برنده نشده‌ام و لزومی ندارد چیزی پرداخت کنم. از آنجا که دادگاه به هر حال یا باید به نفع من حکم دهد یا به نفع او، در هر صورت نیازی نیست چیزی پرداخت کنم.

(قاضی که حسابی عصبی شد پرونده را به مدت نامحدود تعلیق کرد! و به این ترتیب از این دوراهه گریخت.)

مغالطه‌ای که در دوراهه دروغین وجود دارد عبارت است از [1] نشان دادن پیامدهایی نادرست یا [2] انتخاب نادرست و بهترین موقعیت برای استفاده از آن زمانی است که افراد دارند در مورد گرفتن تصمیمی که کلاً با آن مخالفت هستید فکر می‌کنند. در اینجا باید به سرعت وارد میدان شوید، بگویید که یکی از این دو مورد اتفاق خواهد افتاد و در هر صورت نتایج ناخوشایندی خواهد داشت:

 اگر بگذاریم خوابگاهی برای نوجوانان بزهکار در منطقه ما تأسیس شود، یا این خوابگاه پر می‌شود یا خالی می‌ماند. اگر خالی بماند که تنها باعث اتلاف پول است؛ اما اگر پر شود پای بزهکاران به این منطقه باز می‌شود و نمی‌توان از پس آنها برآمد. پس هرچند از گفتن این حرف اکراه دارم…

(حالا انگشتان‌تان را به هم گره کنید و خدا خدا کنید یکی از شاگردان پروتاگوراس در بین افراد کمیته حاضر نباشد!)

 

ابوالفضل
abtavakolishandiz@gmail.com

11 دیدگاه برای “پیروزی در مجادله (8): دوراهه‌ دروغین”

  1. جالب بود. میشه برای مثال اخر از دید شاگرد پروتاگوراس بگید چطور میشه این مغالطه رو برگردوند؟ من در معکوس کردنش مشکل داشتم.

    1. سلام،
      به نظرم باید از روشی که در متن آمده استفاده کرد. مثلاً پیامدهای کار را معکوس کرد. یکی از جوابهایی که می شود داد این است که:
      اگر بگذاریم خوابگاهی برای نوجوانان بزهکار در منطقه ما تأسیس شود، یا این خوابگاه پر می‌شود یا خالی می‌ماند. اگر خالی بماند می توان از آن برای افراد بی خانمان استفاده کرد و این به وجهه انسان دوستانه منطقه ما کمک می کند؛ اما اگر پر شود مطمئناً می توانیم با رفتار خوب خود بزهکاران را اصلاح کنیم که در این صورت نیز به نفع وجهه ماست.

    1. سلام،
      آره حق با توست. راستش زمانی که «آن مرد که رفته است» هنوز در اوج بود یکی از یارانش که ظاهراً خیلی هم جوان-فکر بود، سعی می کرد کاری کنند که به او «سقراط زمانه» بگویند ولی وقتی نظرت را می خواندم فکر کردم همین «شاگرد پروتاگوراس» خیلی برایش مناسبتر بود. حیف که قدرش را ندانستیم!

  2. ببخشيد ولي من فكر مي كنم روش برگردوندنش اينطوريه:
    اگه خوابگاه خالي بمونه معنيش اينه كه ما تونستيم تمام بزهكاران محله را آموزش بديم و مرخصشون كنيم و اگه پر بشه خوب ما كارمون را شروع مي كنيم و بهشون آموزش ميديم تا بهراه راست هدايت بشن :).
    ولي اين وسط دور تسلسل هم بايد ديده بشه به خصوص توي اين مثال كه آيا بزه يك مدله و ما به چه كساني بزهكار ميگيم ووچطور ميشه قسمت دوم مثال كه آموزش بزهكاران هست را توضيح داد كه به سر انجام رسيده يا نه.

  3. سلام به همه دوستان
    مطلب بسیار جالب و آموزنده ای بود.
    منم میخواهم با اجازه تون یه تعبیری داشته باشم.
    اگر بگذاریم خوابگاهی برای نوجوانان بزهکار در منطقه ما تأسیس شود، یا این خوابگاه پر می‌شود یا خالی می‌ماند.اگر پر شود بزهکاران را آموزش داده و انسانهایی آموزش دیده تحویل جامعه میدهیم و در امر اصلاح گری و غرض خوداز تاسیس موفق بوده ایم؛ اما اگر خالی بماند به معنی این است که منطقه از بزهکاران خالی شده است و امنیت و آرامش حکم فرماست. پس خرسندم که بگویم تاسیس این خوابگاه به نفع همه ما و جامعه ماست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *