اهالی امروز در حال بارگذاری

خشونت علیه زنان، ظلم علیه مردان

ارسال شده در توسط ابوالفضل

شاید نوشتن این مطلب پس از مطلبی که در مورد روز جهانی حذف خشونت علیه زنان تهیه شده است، اندکی دل‌آزار باشد. اما به گمانم از طرح آن گریزی نیست. پیشاپیش از دل‌آزردگی دوستان (به‌خصوص هتاو گرامی) عذر می‌خواهم، اما مدت‌ها است که این مطلب در ذهنم می‌چرخد و خواهشم این است که خوانندگان نکته اصلی مطلب را در نظر بگیرند و گمان نکنند نویسنده این سطور با خشونت علیه زنان موافق است (که هرگز چنین مباد!).

حرفم این است که در کشور جهان سومی مانند ایران که توزیع فرصت‌ها برابر نیست و بسیاری اوقات قوانین عمومی مردسالارانه هستند؛ زنان هم گاهی از قوانین شخصی زن‌سالارانه خود بهره می‌گیرند و راه‌هایی را برای شکستن برخی قوانین می‌گشایند. و البته  احتمالاً چنین مطلبی حتی در مورد کشورهای توسعه یافته هم صحت دارد. اگر در مقابل خشونت مردانه علیه زنان استدلال می‌کنیم، چرا نباید علیه سوءاستفاده ناعادلانه زنان از جنسیت خویش دم فرو ببندیم؟ بگذارید چند مثال بزنم.

بارها شده است که اتوبوس برای زنی در خارج از ایستگاه نگهداشته است، اما برای مردی نه. بارها شده است که خانم‌ها حتی در حین پیاده شدن از اتوبوس به چاق سلامتی مشغول بوده‌اند و همه را معطل خود کرده‌اند ولی باز خم به ابروی خود نیاورده‌‌اند. بارها دیده‌ام که زنان به اتکای زنانگی خود از بعضی صف‌ها عبور می‌کنند، اولویت‌هایی کسب می‌کنند که ناشی از شایستگی‌شان نیست. بارها دیده‌ام که ظرافت و طنازی زنانه موجب بی‌عدالتی شده است. چه نمراتی که به دانشجویان دختر دانشگاه‌ها در مقایسه با دانشجویان پسر داده نشده است…

شاید کسی بگوید حتی ریشه چنین بی‌عدالتی‌هایی را هم باید در ضعف مرد در مقابل زنانگی زن دانست و در نتیجه در خود مردان جستجو کرد؛ اما آیا این استدلال صحیح است؟ بگذارید این مطلب را با ذکر مثالی اخیر از وضعیت آشفته سوریه روشن کنم. وقتی جایزه صلح نوبل سال 2013 به سازمان منع گسترش سلاح‌های کشتار جمعی اهدا شد، بشار اسد با کمال وقاحت (ولو به شوخی) گفت این جایزه را باید به او می‌دادند زیرا او باعث این کار شده است (به این ترتیب بهتر بود این جایزه به کسانی همچون هیتلر و چنگیز خان هم تعلق می‌گرفت). گیرم که مردان در مقابل زنانگی زنان ضعف داشته باشند (که حتماً دارند) آیا اعتقاد به عدالت و انصاف (که زنان برای آن می‌جنگند و باید هم بجنگند) نباید موجب شود خود از تضییع حق دیگران (هر چند حقوق اندک) دست بردارند؟

استدلال دوم هم می‌تواند این باشد که تضییع حق زنان بسیار شدیدتر از مردان است و اندکی تلافی کردن این مسئله اشکالی ندارد. گمان نمی‌کنم که این استدلال چندان قوتی داشته باشد. زیرا ظلم، ظلم است ولو اندک.

مخالفت با خشونت علیه زنان قاعدتاً نباید هیچ ربطی به سوء استفاده از زنانگی داشته باشد. چرا که به گمانم اینکه مردان علیه زنان خشونت روا بدارند، به نوعی سوء استفاده از زور بازو و روابط مردسالارانه اجتماع است. و به همین ترتیب هم بی‌ملاحظگی برخی زنان در زیر پا گذاشتن برخی حقوق (ولو اندک و قابل چشم‌پوشی) مردان سوء استفاده از ظرافت زنانه خودشان است.

ابوالفضل
abtavakolishandiz@gmail.com

8 دیدگاه برای “خشونت علیه زنان، ظلم علیه مردان”

  1. ابوالفضل عزیز
    حرف حق که عذرخواهی ندارد. تازه من یک مثال دیگر هم برایتان میزنم. خانمها در مترو در قسمت آقایان سوار میشوند ولی امان از وقتی که یک مرد محترم عجله کند و در واگن خانمها سوار شود!
    بله. آنکه شما اشاره میکنید هم صحیح نیست.
    به همین خاطر من معتقدم NGO هایی که فعالیت میکنند نباید همه آموزشها و برنامه هایشان تنها برای زنان باشد. بلکه باید مردان هم باشند. هم در مورد مسائل زنان بیاموزند و هم حرف خودشان را بزنند. از حقوق خودشان دفاع کنند.
    منتها یک نکته ای هست که باید به ان توجه شود. همه زنان برای حقوقشان تلاش نمیکنند و تمام آنهایی هم که تلاش میکنند دقیقا نمیدانند چه میکنند و چه میخواند.
    یعنی به نظر میرسد برداشت شما این بوده که زنان که برای حق خودشان میجنگند این نکات را رعایت نمیکنند. ولی اینطور نیست. همانطور که گفتم بسیاری هم که به گمان خودشان برای حقشان تلاش میکنند به نظرم نمیدانند چه میکنند. چون یک NGO زنان زیرگوشم است و به عینه میبینم.
    این موضوع بحث کلی فرهنگ و اخلاق است. بحث حق و ناحق است. بحث راست و دروغ است که جا نیافتاده. غیر از خشونت از همین مدل بی عدالتی های شخصی (غیر از بی عدالتی سیستماتیکی که وجود دارد) هم در بسیاری از رفتار مردان علیه زنان وجود دارد. هیچ کدام صحیح و قابل قبول نیست.

  2. باید بگویم من با استدلال های این دوست عزیز اصلا موافق نیستم .مصداق های ایشان خود نمونه بارز برداشت جنسیتی است اگر زنان به قول ایشان از حربه زنانگی سوءاستفاده میکنند کاملا نتیجه اعتماد به نفس پایین زنان دراثر قوانین مرد سالارانه است که مانع از اموزش صحیح درکاربرد خرد ودانایی است.دوست من اگر راننده اتوبوس یا تاکسی زنان را مستثنی میکند به گمان من هیچ ربطی به ناتوانی انها درمقابل جاذبه زنانگی ندارد بلکه این مردان اموخته اند که زنان ضعیف وبی دفاعند وبنا به غیرت وتعصبشان عمل میکنند.باید بگویم دریک جامعه نابرابر به همه ظلم میشود ومردان هم از این قاعده مستثنی نیستند وبا دوست دیگر هم عقیده ام که به مردان هم باید اموزش داده شود اما از انجاییکه ستم به زنان بقولی قدیمی ترین ستم تاریخی است به گمان من پذیرفتنی است که کسانی که تحت ظلم هستند دست به عمل بزنندوباز هم پذیرفتنی است که در این راه خطاهایی هم صورت میگیرد وافراط وتفریط هایی.
    دوست من درمقابل مسائلی که زنان درجامعه با ان دست وپنجه نرم میکنند مثالهایی که شما ان را ظلم به مردان میدانید(که به گفته خودتان از ضعف خودشان ناشی میشودومن با این مسئله هم موافق نیستم وان راهم نتیجه اموزش غلط درمورد عدم کنترل مردان بررفتارهای جنسی شان میدانم)رامی شود نوازش محسوب کرد.
    گمان نمیکنید ربط دادن مسئله سوریه با مسئله مردان وزنان کمی غیر متعارف است هرچند که در مثل مناقشه نیست.

  3. فقط محض اطلاع
    من پارسال دانشگاه همدان رشته دندانپزشکی قبول شدم اما بابام نذاشت برم. گفت بخون شهر خودمون قبول شی. دوستت داریم می‌خواهیم پیش خودمون باشی. – من دیشب تولد دعوت داشتم اما داداشم گفت ممکنه اونجا پسر باشه گولت بزنن. – دیروز که لوله‌کش اومد شیر آبو درست کنه، شوهرم چادرمو آورد انداخت رو سرم. گفت زن اینو سرت کن. راست می‌گه خودشون جنس خودشونو بهتر می‌شناسن. – با اینکه با دوست پسر قبلیم کات کردم، اما هنوز خیلی دوستم داره، می‌گه اگه با یه پسر دیگه ببینمت می‌کشمت. – شوهرم طفلک وقتی میاد خونه خیلی خسته‌ست. نه سلام علیک می‌کنه و نه حتی درددلی. شامشو می‌خوره و همونجا بغل سفره خوابش می‌بره هر شب. – شوهرمو عصبانی کردم یه ضربه زد تو بازوم، فرداش یه شال برام خرید اینقدر قشنگه… – هه هه هه… ماشالله پسر کوچولوی 4 ساله‌م هم عین باباش غیرتیه. با فروشنده‌های مرد که چونه می‌زنم اخم می‌کنه، هلم می‌ده. – شوهرم می‌گه نمی‌خواد رانندگی کنی اعصابتو خورد کنی، هر جا خواستی بری بگو مرخصی بگیرم بیام برسونمت… -… -… و هزار و یک جمله‌ی این‌چنینی… عزیزان من این‌ها علامت علاقه نیست. اینا خشونته که علیه شما داره اعمال می‌شه.

    1. همراه گرامی، سلام
      از بابت ابن همه ظلم فقط می توانم بگویم متأسفم. حدس می زدم چنین واکنشی صورت بگیرد. به هر حال قصد مجادله ندارم. اگر ناراحت شدید، جداً متأسفم. هرچند حرفهایتان بازگو کردن حوادثی بود بسیار تلخ بود که ما مردان بر زنان روا می داریم، نه طرح استدلال. شاید صحبت کردن از عدالت (به عنوان مفهومی فراگیر که همه باید آن را رعایت کنند) برای کسانی که سخت ستم می بینند، خیلی زود باشد.

      1. ابوالفضل عزیز
        این کامنت طرح استدلال نیست اما کامنت قبلی چرا. میتوانستید در آن مورد صحبت کنید.
        و فکر نمیکنم نتوان با ستمدیدگان از عدالت صحبت کرد. متوجه مبنای استدلال شما در این زمینه نشدم.
        در مورد خودم باید بگویم ناراحت نشدم. و فکر هم نمیکنم واکنش خاصی صورت گرفته باشد. به مطلب شما سه پاسخ داده شده که به نظر من دو تای آنها کاملا قابل بحث و گفگتویند.

  4. هتاو و شیددخت گرامی،
    می ترسم بحث در مورد کامنتها در این فضای تیره ظلم و بی عدالتی جنسیتی کمکی به فهم موضوع نکند. اما ناچارم خیلی خلاصه سه نکته را بگویم:
    1. شیددخت گرامی اعتماد به نفس پایین و در نتیجه ضعف در توانایی به کار گرفتن اندیشه را (به دلیل قوانین مردسالارانه) عامل پیدایش این وضعیت دانسته اند. من از علل پیدایش صحبتی نکردم. ستم هم مثل فقر و … چرخه معیوبی است که خود را بازتولید می کند. من گفتم اگر کسی ظلم دید، نباید خود ستم کند، همین و بس. حتی اگر به قول شما میزان این ستم نوازش باشد چون تنها باعث تقویت چرخه ستم می شود.
    2. شیددخت عزیز، از قضا در مثل مناقشه هست و یکی از مطالب همین سایت به ترجمه نگارنده در مورد مثال است. اگر نقضی در مثال هست، بگویید. صرف گفتن اینکه غیرمتعارف است، اشکال مثال را روشن نمی کند. چیز روشنی بگویید تا همه بیاموزیم و باز هم به کار ببندیم.
    3. هتاو گرامی مبنای اینکه با ستمدیدگان نمی توان از عدالت صحبت کرد، مبنایی عقلی نبود. عقلاً می توان این کار را کرد و باید کرد. بهتر بود جمله به این صورت می بود: «ستمدیدگان انتقام را (که لزوماً با عدالت همخوان نیست) دوست تر می دارند و کمتر به عدالت گوش می دهند.»

  5. دوست بسیار گرامی
    تقریبا همه مردانی که میشناسم از همین جنبه به زنان ایراد وارد میکنند که از حربه زنانگیشان سوءاستفاده میکنند.درتاریخ ازاین حربه بعنوان مکر زنان نیز زیاد نام برده شده است که پر بیراه هم نیست متاسفانه شاید در این چند سطر نگنجد که من بتوانم دلایل بیشماراستفاده زنان از این حربه را شرح دهم معتقدم تا علل پیدایش مسئله ای معلوم نشود قادر به فهم درست ودر نتیجه برخورد با ان نخواهیم بود.در مورد باز تولید این رفتار با شما کاملا موافقم چون هنوز زنان راه بهتری برای تغییر ان نیافته اند شاید بهتر است بگویم اغلب زنان.
    درمورد مثال سوریه هم بهتر بود میگفتم ربطش را با موضوع متوجه نشدم
    از نوشته ها وترجمه هایتان لذت می برم واز طرح این مطلب نه تنها ناراحت نشدم بلکه معتقدم که این گفتگو ها راه را برای حل مسایل فی مابین زنان ومردان که در جوامعی مثل ما که عملا هیچ شناختی از هم ندارند کارساز وموثر است.

  6. پ.ن
    یادم رفت یاد اوری کنم که ما مردان را یک کاسه ویکدست نمیبینیم که شما ملزم به عذر خواهی شوید وامیدوارم نگاه شما به زنان هم اینگونه باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *