اهالی امروز در حال بارگذاری

روان‌شناسی مثبت‌گرا و اخلاق

ارسال شده در توسط ابوالفضل

نسبت بین اخلاق و روان‌شناسی از جمله مباحث جذاب و به‌روز در زمینه فلسفه اخلاق است. در اینجا می‌کوشم این نسبت را در چند قسمت ارائه کنم. این مباحث عمدتاً برگرفته از درس‌گفتارهایی است که در یکی دو ترم گذشته مستمع آن بوده‌ام و به گمانم بسیار اهمیت دارد.

قسمت نخست به بررسی اجمالی فضیلت اخلاقی و روان‌شناسی اختصاص یافته است. فضیلت اخلاقی و به تبع آن اخلاق فضیلت از جمله مکاتبی است که برای نخستین بار به‌دست افلاطون و ارسطو مطرح گردید. این نحله فکری قرن‌ها بر تفکر اخلاقی بشر حاکم بود تا اینکه اخلاق سودگرا و اخلاق وظیفه‌محور در دوران مدرن جای آن را در جهان غرب گرفتند. با این حال در سه چهار دهه گذشته شاهد اوج‌گیری دوباره این نحله (البته با حک و اصلاحاتی) هستیم. به‌طور خلاصه اخلاق فضیلت، ارزش عمل اخلاقی را به تنهایی ملاک نمی‌داند و به‌جای فعل اخلاقی بر فاعل اخلاقی تأکید دارد. در حال حاضر به زبان فارسی نیز کتاب‌هایی در این زمینه نگاشته شده است. از جمله مقدمه‌ای که استاد مصطفی ملکیان بر ترجمه کتاب سیطره خیر آیریس مرداک به ترجمه شیرین طالقانی نگاشته‌اند.

روان‌شناسی مثبت‌گرا (Positive Psychology)

امروزه علاوه بر فلاسفه، روان‌شناسان هم در مورد فضایل بحث می‌کنند. البته نه به عنوان یک فضیلت اخلاقی بلکه به مثابه قوت نفسانی (انسان باید قوی باشد) که لازمه سلامت روان هست. همان‌گونه که بدن‌مان باید سالم باشد روح ما بیشتر نیازمند سلامتی است. بحث‌هایی که روان‌شناسان در مورد فضیلت انجام می‌دهند عمدتاً در بین روان‌شناسان مثبت‌گرا است. positive psychology جنبشی است که در غرب شکل گرفته و قدمت آن حدود 40 سال است. یک روان‌شناس آمریکایی به نام مارتین سلیگمن در مطالعات خود از سال 1970 به بعد با محوریت سلامتی در روان و مشخصاً از سال 2000 به مفهوم روان‌شناسی مثبت (Positive Psychology) را مطرح کرده است.

ایده اصلی نحله مذکور این است که روان‌شناسی مدرن از روزی که شکل گرفت با این پرسش آغاز شد که انسان‌ها چه مشکلی دارند و چگونه می‌توان این مشکل را اصلاح کرد؟ اگر به تمام مفاهیم روان‌شناسی کلاسیک نگاه کنیم (عقده ادیپ، عقده الکترا، و …) تمام اینها مفاهیمی بیمارگونه است در این خصوص که مکانیزم‌های دفاعی چگونه شکل گرفت و از این دست. ما انسان‌ها بیشتر یاد گرفته‌ایم مشکلات‌مان را به زبان بیاوریم و به آن‌ها توجه نشان دهیم تا به نقاط مثبت‌مان توجه کنیم. روان‌شناسان می‌گویند این جنبه منفی و سیاه طبیعت انسان است، اما انسان قوت‌هایی هم دارد و مطالعاتی شکل گرفته که نشان دهد چه قوت‌هایی انسان را انسان سالم می‌سازد.

سلیگمن می‌گوید که روان‌شناسی مدرن و مثلاً نقطه عزیمت فروید مبحث بیماری است. او مدعی است که ما باید از بحث روان سالم یا انسان سالم شروع کنیم. این همان موج سوم در روان‌شناسی است. یعنی نگوییم چه چیزی بیماری است تا آنگونه نباشیم، بلکه بگوییم که چه چیزی سلامتی است تا آنگونه باشیم.

 این‌ها دیگر بحث‌هایی فلسفی نیست بلکه مطالعه انسان است تا فضایل و قوت‌های نفسانی پیدا شود. سلیگمن می‌گوید یکی از راه‌های معنادار کردن زندگی خود آن است که انسان هدفی بیرون از خودش را برای خودش قرار دهد. و امروزه می‌گویند سعادت که همه ما دنبال آن هستیم هیچ گاه مستقیم به‌دست نمی‌آید و مثل سایه هرچه به دنبالش برویم از ما می‌گریزد. سعادت محصول فرعی و جانبی اقدامات دیگر است. یعنی به میزانی که ما به بیرون از خود توجه کنیم و از سعادت خود چشم بپوشیم و به هدفی فراتر از خود توجه کنیم (مثل فعالیت اجتماعی، سیاسی، مدرسه‌سازی و … ) در واقع لذت سعادت را درک می‌کنیم.

به نظر سلیگمن و همکارش یعنی کریستوفر پترسون در کتابی به‌نام کمالات منشی و فضائل، با بررسی کل طبقه‌بندی‌های روان‌شناسان از انسان سالم در صد سال اخیر و نیز با مراجعه به هفت سنت معنوی بزرگ در جهان به این نتیجه می‌رسیم که در کل همه این طبقه‌بندی‌ها (اگر از اختلافات صوری صرف نظر کنیم) نهایتاً به اشتراکات عظیمی می‌رسیم. آن‌ها به شش هسته فضیلت در این سنت‌ها دست پیدا می‌کنند:

  1. خرد و دانش
  2. شجاعت
  3. انسانیت شامل عشق و مهربانی و هوش اجتماعی
  4. عدالت
  5. اعتدال شامل بخشش و تواضع و دوراندیشی و مهار خود
  6. تعالی یا کمال جویی یا از خود فراتر رفتن
ابوالفضل
abtavakolishandiz@gmail.com

9 دیدگاه برای “روان‌شناسی مثبت‌گرا و اخلاق”

  1. سلام
    خسته نباشید.
    یک نفر با گرایش سیاسی راست اقتدارگرا به جمعمان پیوستند. یکبار دیگر کاش افراد بیشتری شرکت میکردند. شاید تکرارش کنیم اتفاق بیافتد.

    1. با سلام،
      در مورد تکرارش موافقم، اما شاید بهتر باشد مثلاً آن را در فیس بوک بگذاریم یا جایی نظیر بالاترین، تا نظر شما چه باشد.

  2. سلام.
    من رابطه فضیلت اخلاقی و روانشناسی مثبت گرا و فضایل مانند قوت انسانی رو خوب نفهمیدم. ممنون میشم کمی توضیح بیشتری بدی .

    1. محمود جان سلام،
      تا آنجا که ذهن من یاری می دهد فضیلت (اعم از اخلاقی یا غیراخلاقی) خودش نوعی برتری وجودی و قوت نفس است. مثلاً شجاعت (صرفنظر از اینکه اخلاقی باشد یا نه)، یا حکمت یا شکیبایی و از این دست. این فضایل در تفکر فلسفی یونان به سعادت و البته اخلاق گره می خورد و همین مسئله در مورد مشرق زمین و فرهنگ خود ما هم کمابیش صادق است. روان شناسی مثبت گرا برای تقویت سلامت روحی انسان به این قوتهای نفسانی توجه می کند و دلیل مهم آن هم این است که وجود چنین ویژگی هایی در «خوشبخت بودن» انسانها مؤثر است. و اساساً روان شناسی مثبت گرا یکی از هدفهای خود را این می داند که ببیند چه چیزی باعث می شود بعضی خود را خوشبخت بدانند یا برعکس. یکی از این عوامل همین چیزهای درونی هستند که از آنها به فضیلت تعبیر می شود.
      البته مسلماً روان شناسی مثبت گرا نمی خواهد جنبه اخلاقی آن را برجسته کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *