اهالی امروز در حال بارگذاری

واگذاری دین به بخش خصوصی

ارسال شده در توسط ابوالفضل

محمد نوری زاد اخیراً مطلبی نوشته تحت عنوان اینکه به هیچ آخوندی پول ندهیم (اینجا) و ضمن تجلیل از فقهای مستقل و آزاده و مردمی، گفته است که بهترین راه این است که به روحانیون پولی داده نشود تا ریشه‌های طمع و ریاکاری در نزد متولیان دین بخشکد و تنها افراد سالم و صادق در این راه بمانند. به گمانم این سخنان بجا و شایسته است، هرچند بسیار دیرهنگام عنوان شده است. در ادامه می‌کوشم چند تا نکته را در خصوص نوشتار مذکور اضافه کنم.

فیلم مارمولک را حتماً دیده‌اید. می‌دانیم که حملات زیادی به این فیلم شد و یکی از مهمترین این‌ها این بود که چرا روحانیون دزد نشان داده شده‌اند و پاسخ کمال تبریزی هم در آن زمان بسیار جالب بود که قریب به مضمون گفته بود اگر دزدی لباس روحانیت پوشید، توهینی به روحانیت نشده، بلکه سوء استفاده شخص از این لباس بوده است.

در همان فیلم، در صحنه‌ای، رضا مارمولک برای سوار شدن به تاکسی عذاب فراوانی می‌کشد. راستش را بخواهید، به گمانم تعداد کسانی که امروزه به روحانیون خمس و زکات می‌پردازند (جدای از بازاریان و کاسبانی که منفعت را خوب می‌شناسند!)، انگشت‌شمار و اندک است. حقیقت آن است که اگر بدون حب و بغض به مسئله نگاه کنیم، اعتبار روحانیت در بین نسل‌های جوان (به خصوص نسل جوان شهری و تحصیلکرده) آنقدرها چشمگیر نیست.

مسئله اصلی امروز جامعه ما، پول دادن مردم به روحانیون نیست، مسئله حکومتی شدن دین است. درد اصلی این است که دین به بخش دولتی و حکومتی واگذار شده است و اساساً نیازی به گفتن نیست که بخش‌های حکومتی به‌خصوص در جهان سوم بسیار ناکارآمد هستند؛ حقیقت امر این است که مهم‌تر و واجب‌تر از مسئله خمس و زکات دادن یا ندادن به روحانیون؛ واگذاری این مسئله به بخش خصوصی است! به این معنا که بهتر است هم حوزه نفوذ آن به حوزه خصوصی افراد واگذار شود و هم در مقام عمل، فعالیت اقتصادی از محل دین به همان بخش خصوصی واگذار گردد.

ابوالفضل
abtavakolishandiz@gmail.com

4 دیدگاه برای “واگذاری دین به بخش خصوصی”

  1. ابوالفضل عزیز
    نکته به جایی عنوان نمودید.
    گاهی حرف ها و راهکارهای آقای نوری مرا یاد ناتانیاهو می اندازد که با شکل بمب و یک ماژیک قرمز در سازمان ملل ظاهر شد.
    البته به نظر من کسی که دیندار باشد نمیتواند به روحانیت پول نپردازد، زیرا عقیده ای را پذیرفته و این امر هم ( خمس و ذکات) در دین آورده شده، مثل این است که به فرد دینداری بگوییم نماز نخواند. و همانطور که فرمودید ریشه های طمع از موضوع دیگری سرچشمه میگیرند.

    1. هتاو گرامی سلام،
      راستش بعضی از راهکارهای ایشان همین طوری است و با مبانی تعارض دارد و این اشکالی است که به طور کلی به افرادی که می خواهند آزادی و دینداری (در شکل اجتماعی و نه فردی) را با هم جمع کنند، رخ می دهد. اما در مورد این موضوع خاص یعنی خمس و زکات، ایشان به ریشه می زنند و می گویند اینکه خمس و زکات به روحانیون برسد در هیچ جای قرآن نیامده است. البته باز هم این سوال باقی می ماند، که اساساً چه لزومی به خمس و زکات با این تعاریف قدیمی و نامتناسب با زمانه وجود دارد.

    1. سلام،
      ممنون که سر می زنید و مطالب را می خوانید. منظورم حکومتی نشدن دین است. یعنی بجای اینکه حکومت متولی دین باشد، خود اشخاص یا نهادهای غیرحکومتی به این کار بپردازند. البته حکومت نباید در این راه سنگ اندازی کند. ورود حکومت به دین معضلاتی دارد که به گمانم به مراتب بهتر و شیواتر از توان این قلم به آن پرداخته شده است.
      موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *