معرفی کتاب: مرشد و مارگاریتا – میخائیل بولگاکف، رئالیسم جادویی

رئالیسم جادویی.

این سبک جادویی قلم بولگاکف در رمان بینظیر مرشد و مارگاریتا است.

صد سال تنهایی مارکز را حدود هفت یا هشت سال پیش خواندم اما وقتی به دنبال سبک رمان مرشد و مارگاریتا میگشتم متوجه شدم که سبک آنهم رئالیسم جادویی است. نمیدانم کدامشان موفق‌تر بوده‌اند، مارگز یا بولگاکف؟ آیا مارکز آنقدر چیره دستانه کتابش را نوشته که من هرگز به فکر نیفتادم به دنبال سبکش بروم یا بولگاکف آنقدر ماهرانه نوشته که باعث شد برای اولین بار برایم جالب شود که این چه نوع از سبک ادبی است؟ من به بولگاکف رای میدهم.

این رمان را قرض گرفتم و در کمال تعجب خودم، تنها چند ماه پیش بود که برای اولین بار خواندمش. همان موقع میخواستم معرفی کنم اما اصلا نمیدانستم چه باید در موردش بگویم. تنها اینقدر میدانم که کتاب به شکل حیرت انگیزی مرا جذب کرده بود.

برای نوشتن این مطلب کتاب را خریدم و دوباره خواندم، اما هنوز هم بدرستی نمیتوانم به شما بگویم که چرا باید آنرا بخوانید. از آنجا که به نظر می‌آید استعاره و کنایه و حتی طعنه در جای‌جای کتاب پنهان است، دقیقا نمیتوانم بگویم بولگاکف به چه چیزهایی کنایه یا طعنه زده، کتابش مثل هنرهای مفهومی و یا نقاشی‌هایی است که شاید نفهمیدش اما از ترکیبش لذت میبرید. اما اینهم توصیف خوبی نیست چون اینطور هم نیست که چیزی نفهمید زیرا حداقل این است که یک داستان جذاب میخوانید، داستان سرزدن شیطان به مسکو در شوروی بی‌دین، در کنارش داستان پونتیوس پیلاطس و همینطور عاشقانه‌ی مرشد و مارگاریتا. یک سه گانه که به وحدت میرسند.

از زبان مترجم خوبش عباس میلانی بشنوید که میگوید:

” میخائیل بولگاکف سیزده سال آخر عمر خود را صرف نوشتن مرشد و مارگاریتا کرد که به گمان بسیاری از منتقدان با رمان های کلاسیک پهلو زده و بی تردید از درخشان ترین اثار ادبی روسیه به شمار میرود. هنگام درگذشت بولگاکف جز همسر و دوستان نزدیکش کسی از وجود این کتاب خبر نداشت. ربع قرن پس از مرگ نویسنده، رمان بلاخره اجازه انتشار یافت و شمارگان سیصدهزارتایی ان یک شبه به فروش رفت و سپس هر نسخه آن تا صد برابر قیمت فروخته شد. درباره این رمان شگفت‌انگیز بیش از صد کتاب و مقاله تنها به زبان انگلیسی نوشته شده است”

برچسب‌ها: هتاو

7 دیدگاه در “معرفی کتاب: مرشد و مارگاریتا – میخائیل بولگاکف، رئالیسم جادویی”

  1. هتاو گرامی، سلام
    ممنون که هنوز هم می نویسی، این عبارت رئالیسم جادویی همیشه برایم جای پرسش داشته است، به گمانم تا اثری جدی در این زمینه نخوانم این بدفهمی مرتفع نشود، امیدوارم وقت پیدا کنم برای خواندن این کتاب.
    خسته نباشی.

  2. سلام و ممنون ار کتابی که معرفی کردی.
    عبارت رئالیسم جادویی رو نمی فهمم. لاید چون هیچ مطالعه ای هم نداشتم که بفهمم. ولی از توضیحاتون علاقمند شدم که این رمان رو بخونم.

  3. یک خلاصه ای از کتاب رو تو بعضی از سایتا دیدم و مرور کردم ونظرم رو برای مطالعه تو یه فرصت مناسب به خودش جلب کرد.
    بنا به گفته اقای سید رضا حسینی آثار غلامحسین ساعدی ( مثل : عزادارن بیل ) و رضا براهنی ( روزگار دوزخی آقای ایاز) هم نو عی رئالیسم جادویی به حساب می یاد. البته چون من فقط کار آقای ساعدی رو خوندم نمی دونم واقعا این جوری هست یا نه؟
    ممنون از معرفی کتاب

  4. چند روز وقتی داشتم فکر میکردم به نظرم رسید فیلمهای تارانتینو هم همین سبک رو دارند.
    هم kill bill و هم inglourious Basterds به نظرم این سبک رو دارند. شاید با دیدن این فیلم ها بیشتر بشه با این سبک آشنا شد. البته اون موقع که فیلم ها رو میدیدم با این سبک آشنا نبودم.
    رئالیسم جادویی سبکی هست که در اون عناصر جادویی در صحنه هایی واقعی یا نرمال جاسازی میشند.
    مثلا در فیلم Inglourious Basterds که تم جنگ جهانی دوم داره، در نهایت هیتلر به قتل میرسه. یعنی آدم خوبها پیروز میشند و آدم بدها میمیرند.
    در فیلم Kill Bill حدود شانزده دقیقه فیلم به صورت انیمیشن هست و ما افرادی رو میبینم که کارهای خارق العاده به سبک انیمیشن های ژاپنی (مثل فوتبالیست ها) میکنند که عملا غیرممکنه ولی تمام موقعیت ها، احساسات و … عادیه.
    یا در فیلم داستان های عامه پسندش با تزریق ادرنالین به قلب یه دختر معتاد، از مرگ نجات پیدا میکنه.
    یا مثلا فیلم هاش انگار در دهه 60 یا 70 هست اما شما مدرنیته رو هم میتونید در فیلم ها ببینید.
    نمیدونم تونستم توضیح بدم یا نه. به هر حال این فیلم ها هم جالب هستن و به نظرم به درک این سبک کمک میکنند.
    به نظرم شاید بشه گفت رئالیسم جادویی همون فانتزی ذهنی آدمهاست که همه کم و بیش دارند. همه در موقعیت های زندگی روزمره خودشون رو در حال انجام کاری غیرعادی و کم و بیش جادویی تصور میکنن. اما قدرت تخیل و داستان پردازی بولگاکف و یا تارانتنو اون ها رو متمایز میکنه.

  5. من خودم بولگاکف رو از مارکز بیشتر دوس دارم…ولی به نظر من اگه هر 2 تای اینا ریالیسم جادویی باشن(که شک دارم) با هم خیلیییی فرق دارن…یعنی با خوندن کتابای مارکز نمیسه اینو فهمید..حتی با دیدن اون فیلما که میگی…به نظرم بولگاکف علاوه بر تخیل پردازی در این دنیا یه دنیای دیگه خلق میکنه…ا

  6. ماهان جان منم از خوندن مارکز دقیقا اون حس رو نگرفتم اما در ویکیپدیا این موضوع گفته شده، ضمن اینکه اگه به اون کتاب و مثلا عمر دراز و قرنی ادمها و اسمهای مشابه ، نشون دهنده همین سبکه.
    حتی در ایران شهرنوش پارسی با داستان طوبی و معنای شب گفته میشه که در نگارشش از این سبک استفاده کرده، اما قدرت و استادی هر کدوم از اینها در این سبک فرق میکنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *