خاطرات مدرسه

1- کلاس اول ابتدایی از معلممون اجازه گرفتن برم دستشویی اجازه نداد – 2 بار – 3بار اجازه گرفتم اجازه نداد و من خودمو خیس کردم  و چقدر سخت بود وقتی برادرم که تو مدرسمون بود و از من بزرگتر…

Freedom Writers

هیچ وقت مدرسه را دوست نداشتم. همیشه از انبوه مشقهای تکراری و تمام ناشدنی متنفر بودم. به ندرت معلمانی بودند که دوستشان داشته باشم. معلم همیشه برایم مساوی با سخت گیری بود. باید حسابی درس میخواندی و جان میکندی ……

سنگ بنای جامعه: عدل و ظلم یا کفر و ایمان؟

در دوران دانشجویی، دوستی داشتم که همیشه می‌گفت اگر بناست جمهوری اسلامی دست به سانسور بزند، اول باید نهج‌البلاغه را ممنوع‌الچاپ کند و دلیلش هم همان نامه معروف علی به امیرش مالک اشتر برای فرمانداری مصر بود و همان جمله…